


مهدی مقدم ،متولد سوم آبان هزار و سیصد و شصت ، تهران، فارغ التحصیل رشته گرافیک ، خواننده آهنگساز، ترانه سرا و هنر پیشه ایرانی و یکی از ستاره های موسیقی پاپ ایران در دهه هشتاد، هنرمندی که از سال هشتاد و سه تا نود و چهار به دلیل ممنوع الکاری موفق به برگزاری کنسرت نشد و این یکی از دلایلی بود تا این ستاره از روی جلدها فاصله بگیرد. با مهدی مقدم به بهانه روز میلادش در این شماره سلبریتی ها گفتگویی صمیمی داشته ایم که با هم می خوانیم.
نه ، من همیشه حضور داشته ام اما به خاطر مافیایی که در موسیقی ما وجود دارد. و به این دلیل که پخش موسیقی دست یک عده خاص افتاده نتوانستم انطور که باید کار کنم و گرنه من حضور داشته ام و کسانی که پیگیر کار من باشند دیده اند که مثل قدیم همیشه کارهایم را پخش کرده ام.
کمرنگ و کمرنگ تر شدن به خاطر تغییر کردن همان شرایطی است که گفتم ، اینکه شما را ممنوع الکار میکنند و از بین می برند تا دیگران با پول بیایند و روی سطح اول قرار بگیرند. من در زمان خودم بهترین لذت ها را بردم و بدون شک جزو کسانی بودم که در موسیقی پاپ ایران خیلی تاثیر داشتم.
سونامی، می میرم براش ،دونه دونه ،اشکام، پشیمون ،قصه، یستی و خیلی از ترکهای دیگر. مخصوصا کارهای آن زمان که من در یک شرایط عالی بودم و هر چه می خواندم اوکی میشد و بسیار بسیار عالی بودند.
بیشتر دوست دارم با «آرش» کامران کارتیو، شهرام شب پره بزرگوار و داریوش، حبیب را هم دوست داشتم «کوروس» «گروه بلک کتر» کار کنم و همه این عزیزان را دوست دارم . تک تک خواننده هایی که در لس آنجلس بوده اند و برای من و امثال من خاطره سازی کرده اند. قطعا با هر کدام از آنها این اتفاق رخ بدهد برای من افتخار است ما موسیقی را از خواننده ها و آهنگسازهای لس انجلسی یاد گرفتیم و تک تک آنها برای من قابل احترام هستند.
بله الگو زیاد داشته ام ،بسته به سنین مختلف و در آن زمان اولین الگویی که داشته ام آقای شهرام شب پره بود ،بعد خانم هایده، آقای معین و آقای سیاوش شمس ، همه اینها الگوهای من بوده اند.

خیلی از آهنگ های لس انجلسی که در دهه شصت و هفتاد و اواسط دهه هشتاد پخش میشد را دوست داشتم اجرا کنم، از آقای معین ،خانم هایده ،آقای داریوش، آقای بیژن مرتضوی و خیلی دوستان دیگر، فرقی هم نمی کنند. چون کارهای آنها برای من نوستالوژیک است آنها را بسیار بسیار دوست دارم و همچنان وقتی گوش میکنم لذت میبرم
صد در صد در تاثیر دارد ، مخصوصا در موسیقی امروز و شرایطی که الان در میان جوانها و نوجوان ها وجود دارد که اغلب آنها روی چهره و تیپ و قیافه خیلی بیشتر تمرکز دارند، پس اگر قیافه داشته باشید، میتوانید خواننده هم بشوید.
آرزو دارم روزی قهرمان دوران کودکی ام «آرنولد شوارتزنگر» در کنسرتم حضور داشته باشد، همچنین «لئوناردو دی کاپریو»،«ژان کلود ون دام»، «انریکه» نیکول کیدمن، «مریل استریپ»، «لیونل ریچی»، «جکی چان» و بسیاری دیگر از کسانی که از نوجوانی به آنها علاقه داشتم ، علاوه بر اینها خیلی دوست دارم اسطوره فوتبال کشورمان علی دایی در کنسرتم حضور پیدا کند، جدای از این اسطوره ها شخصیت هایی هم هستند که در قید حیات نیستند و همیشه رویای این را داشته ام که به تماشای کنسرتم بنشینند که می توانم به «بروس لی»، «مایکل جکسون»، «مارادونا» و «چارلی چاپلین» اشاره کنم که برای من رویای زیبایی است من همه این دوستان عزیز را فالو دارم!