
کیمیا خلج |
بررسی سانتیمانتالیسم در تئاتر یا آفتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچی !
چند سالی است که ورود چهره های سینمایی روی صحنه تئاتر سیل عظیم واکنشها و نظرات ضد و نقیض بسیاری را با خود به همراه داشته است حقیقت این است ورود چهره های سینمایی یا به عبارتی سوپراستارها اگر چه در بسیاری از نمونه های موفق باعث رونق گیشه و آشنایی اقشار نا آشنا با صحنه تئاتر شده است اما در این بین باعث نابودی ارزشها و بنا نهادن چهارچوبهای سطحی و ظاهری در فضای تئاتر شده است به عنوان مثال تماشاگری که پیش از سه چهار سال اخیر پایش به سالنهای تئاتر باز نشده با دعوت فلان سلبریتی یا حضور فلان خواننده به سالن تئاتر می رود و اتفاقی که رقم میخورد این است که همین تماشاگر تازه ورود در تجربه های بعدی اش در تئاتر دیگر انتظار دیدن یک بازیگر ناشناخته تئاتری یا یک متن جمع و جور با صحنه مینیمال را ندارد به نحوی میتوان گفت این سانتی مانتالیسم در تئاتر مستقیما ذائقه مخاطب را هدف قرار داده است هر چند که در این بین به هر حال نباید منکر ارتفاع و تنوع در مارکت تئاتر شد چرا که صحنه بی شک دامنه وسیعی از سلایق را در حوزه هنرهای نمایشی شامل می شود اما بحران زمانی رخ می دهد که همه چیز به مثابه طبل تو خالی است.
همین چند ماه پیش در یکی از سالنهای خصوصی و به نام تئاتر نمایشی با حضور سه چهره شناخته شده سینمایی روی صحنه رفت نمایشی که بر اساس خبرهای موثق چندین میلیارد هزینه
های جانبی از جمله ویدیووال و امکانات هوشمند در طراحی صحنه اش شده بود اما این اجرا که طبق پیش بینی ها بنا بود در ابتدا بیش از صد اجرا در سالن پشت سر بگذارد در شب بیست و سوم اجرا با رضایت حداقلی تماشاچی متوقف میشود اما مشکل کجاست که صرف هزینه های چند ده میلیاردی و چهره های شناخته شده با چاشنی شوخی های جنسی هم نمی تواند اقبال یک اثر را روی صحنه تضمین کند؟ اجرای دیگری در همین چند هفته اخیر در سالن خصوصی دیگری با حضور چند خواننده که در دهه هفتاد و هشتاد مخاطبان بسیاری داشته اند و خاطره ساز شده اند به روی صحنه می رود اجرای تکه پاره ای که آواز دارد خواننده دارد. حرکات موزون دارد چند بازیگر نام آشنا دارد اما در پایان تنها چیزی که ندارد قصه کارگردانی و تئاتر به مفهوم تئاتر است. کار به جایی میرسد که حضور چهره های سینمایی و اینفلوئنسرهای اینستاگرامی به زعم عده ای از دست اندرکاران این اجراها می تواند نجات بخش و تضمین کننده گیشه باشد طوری که در حال حاضر تماشاچی باید به جز زمان اجرا دست کم نیم ساعت زمان برای پس از اجرا رورانس در نظر بگیرد چرا که عوامل محترم نمایش قصد دارند در مدح و ستایش مهمانهای مثلا سلبریتی حاضر در سالن سخنرانی کنند در پایان گمان میکنم حلقه گمشده در این روزهای تئاتر نه حضور سلبریتی های میلیاردی نه خواننده های کنسرت گذار و نه مهمانهای لایک خور اینستاگرامی است. حلقه گمشده متن استخوان دار ذهن خلاق و اعتماد به نسلی است که چون از پول شویی ها و
بنا نهادن چهارچوبهای سطحی و ظاهری در فضای تئاتر شده است به عنوان مثال تماشاگری که پیش از سه چهار سال اخیر پایش به سالنهای تئاتر باز نشده با دعوت فلان سلبریتی یا حضور فلان خواننده به سالن تئاتر می رود و اتفاقی که رقم میخورد این است که همین تماشاگر تازه ورود در تجربه های بعدی اش در تئاتر دیگر انتظار دیدن یک بازیگر ناشناخته تئاتری یا یک متن جمع و جور با صحنه مینیمال را ندارد به نحوی میتوان گفت این سانتی مانتالیسم در تئاتر مستقیما ذائقه مخاطب را هدف قرار داده است هر چند که در این بین به هر حال نباید منکر ارتفاع و تنوع در مارکت تئاتر شد چرا که صحنه بی شک دامنه وسیعی از سلایق را در حوزه هنرهای نمایشی شامل می شود اما بحران زمانی رخ می دهد که همه چیز به مثابه طبل تو خالی است.
همین چند ماه پیش در یکی از سالنهای خصوصی و به نام تئاتر نمایشی با حضور سه چهره شناخته شده سینمایی روی صحنه رفت نمایشی که بر اساس خبرهای موثق چندین میلیارد هزینه