


گفتگوی اختصاصی سلبریتی ها با «رایان سرلک»:
رایان سرلک متولد بیست و یک اسفند هزار و سیصد و نود و دو تهران کلاس پنجم تجربه بازی در سریال زیر خاکی فیلم های سینمایی گل به خودی جاده خاکی و سریال نمایش خانگی در انتهای شب که این هفته ها در سریال داریوش میدرخشد با رایان سرلک که به زودی با فیلم های دختر برقی و تابستان همان سال او را دوباره روی پرده خواهیم دید گفتگویی صمیمی داشته ایم که با هم می خوانیم
به گفته پدر و مادرم از دو سالگی علاقه به دیدن موزیک ویدئو خواندن آهنگ ها دیدن فیلم و سریال در آوردن ادای بازیگران و گفتن دیالوگهایشان داشتم این موضوع باعث شد از طرف خیلی از اطرافیان به حضور در کلاس های بازیگری کودک و خردسال توصیه بشوم پس از تحقیق در سن چهار سالگی وارد کلاسهای بازیگری خانم مهرنوش دارا شدم که در طول آموزش در دو تئاتر کاترپیلار و چرا خرس ها دم های کوتاهی دارند شرکت کردم سی روز اجرای پشت سر هم در سالن استاد مشایخی داشتیم که حضور بازیگران پیشکسوت مثل بهزاد فراهانی، رضا فیاضی و کارگردانها و تهیه کنندگان باعث دیده شدن بچه ها شد این شد که برای تست به سریال زیر خاکی معرفی شدم و بعد از سه بار تست انتخاب شدم.
من از تمام قسمتهای بازیگری لذت میبرم و نمی توانم بگویم بخش خاصی وجود دارد که از آن لذت میبرم ولی خب قطعا هر بازیگری وقتی می بیند که هم کارگردان و هم بیننده از ایفای نقش او راضی هستند و به قول بزرگترها نقش از کار درآمده خودش هم لذت می برد.
با آقای حجازی فر از همان زیر خاکی یک چون هم نقش عموی من را داشتند و هم پدر بزرگ کلی ارتباط دوستانه گرفتیم کلی بازی میکردیم و گپ می زدیم و شاید ندانید ولی کل کلهای ماچ دادن و ندادن به پدربزرگ در زیر خاکی واقعی بود ابتدا بین خودمان پیش آمد که آنقدر با مزه بود که آقای سامان آنها را در کار هم گذاشتند آقای حجازی فر همیشه میگویند تو برای من مثل هامون هستی
دوست دارم در کنار بازیگران هالیوودی مثل کریستین بیل آلپاچینو، رایان رینولدز کیانو ریوز بازی کنم و کارگردان فیلم هم کریستوفر نولان یا اسکورسیزی باشد
در اکثر گروههایی که تا حالا کار کرده ام چون سن من از همه کمتر است اعضای گروه با من مهربان هستند و کلی بازی میکنیم از فوتبال گرفته تا منچ و…. اینجا هم همینطور و البته كل كل فوتبالی من و آقای حجازی فر جدا از بقیه تفریحات کار است.
شب قبل از فیلمبرداری آن سکانس پناه دو قسمت از شعر شب زده آقای ابی را به من داد و گفت گوش کن و تا فردا حفظ کن فردا که من کل آهنگ را برای ایشان حفظ شده خواندم کلی تعجب و ذوق کرد سختی اش این بود که برای جایگیری مناسب در قاب دوربین مجبور بودند از پایین من را نگه دارند و زمانبندی برای لب زدن درست باشد که در دو سه برداشت اوکی شد این را هم بگویم چون من برای طبیعی شدن میمیکم در گوش خانم پناهی داد میزدم گوش ایشان در پایان سکانس سوت می کشید* پدر و مادرتان چقدر در این مسیر همراه شما بوده و هستند؟
قطعا از شروع این داستان تا همین الان والدینم بوده اند که استعداد من را پیدا کرده اند پایه و همراه من بوده و هستند مادرم و گاهی پدرم بدون استثنا در تمام لحظات حضورم در لوکیشن همراه من بوده و هستند.
یکی از پر چالش ترین نقش هایی که تا حالا دیده ام نقش جوکر در فیلم جوکر و ددارک نایت بود و خب دوست دارم یک روزی این نقش را بازی کنم