


مریم هاشمی ملقب به ماری، متولد ده مرداد هزار و سیصد و شصت و هفت ، تهران، کارشناس گرافیک و ارشد MBA،
زهرا هاشمی ملقب به زهی، متولد آبان هزار و سیصد و هفتاد و دو ،تهران ، کارشناس ارشد مدیریت بازاریابی و تبلیغات، یکی از پرمخاطب ترین گروه های اینستاگرام، این شما و مصاحبه ما با گروه دوست داشتنی ماری اچ ام!
زهی: خیلی دوست دارم اینکه وقتی مردم ما را می شناسند، به سمت ما می آیند و با ما عکس می گیرند و با انرژی مثبتشان روز ما را می سازند.
ماری: قطعا لذت بخش است و انگار یک عالمه دوست پیدا کرده ام!
ماری: نمی دانم! هر چی هستیم، مهم این است که مردم ما را دوست داشته باشند و به خوبی از ما یاد کنند.
زهی: این را باید مردم تعیین کنند.
ماری: سعی میکنیم با قهر به کارمان ادامه بدهیم چون مردم منتظر هستند که بخندند، نه اینکه مشکلات ما را ببینند، اگر هم حالمان خیلی بد باشد آن روز استوری نمی گذاریم تا آشتی کنیم.
زهی: بارها شده با هم قهر بوده ایم ولی به کارمان ادامه داده ایم یک جورهایی کارمان باعث آشتی ما شده است.
ماری: زهی یک موجود عجیب که هیچوقت از تفریح و گردش و عشق و حال و سفر خسته نمی شود ! خدا را شکر که زهی را دارم چون همیشه هوای من را داشته و زندگی بدون او برای من غیر قابل تصور است.
زهی: اینکه در زندگی خیلی ساپورتم میکند و دختر خیلی قدرتمدی است. هیچوقت احساس تنهایی نمیکنم چون همیشه یکی هست که با او حرف بزنم و این حس خوبی است.
ماری: مهمترین شخصیت های زندگی ام پدر و مادرم و در حال حاضر پیمان قاسم خانی چون کارهای طنز ایشان را خیلی دوست دارم.
زهی: مهران مدیری که واقعا هنرمند است و خیلی از برنامه های تلویزیون قدیمی را با ایشان خاطره دارم.
زهی :همیشه دعای مردم بهترین کامنتی است که در ذهنم می ماند و اینکه در لحظات سختشان با ما می خندند.
ماری: یکی نوشته بود مادرش همیشه با پیج من می خندید حتی لحظات آخر در بیمارستان و قبل از مرگ پیج من را به ایشان نشان می دادند و می خندید.

زهی: در اینستاگرام با آدم های زیادی آشنا شده ام که به تجربه هایم اضافه شد.
ماری: اینکه استعداد طنز من بدون پول و پارتی دیده شد!
ماری: همان کاری را می کنم که قبل از پیدایش اینستاگرام می کردم ، به زندگی ام ادامه می دهم و باز هم تلاش میکنم
زهی: از آینده کسی خبر ندارد و فعلا دارم از حال لذت میبرم و البته که شغل دیگری هم دارم.
ماری: پیشنهاد که بله داشته ایم اما حتما شرایط زندگی سخت تر می شد چون بازیگری همانقدر که لذت دارد ممکن است اذیت کننده هم باشد، نمی دانم ! جدی به آن فکر نکرده ام.
زهی: خیلی ها به طور مستقیم و از طریق دوستان پیشنهاد بازیگری می دهند، شاید در آینده به یک پیشنهاد خوب فکر کنم.
ماری: پیشنهاد که بله داشته ایم اما حتما شرایط زندگی سخت تر می شد چون بازیگری همانقدر که لذت دارد ممکن است اذیت کننده هم باشد، نمی دانم جدی به آن فکر نکرده ام.
زهی: خیلی ها به طور مستقیم و از طریق دوستان پیشنهاد بازیگری می دهند. شاید در آینده به یک پیشنهاد خوب فکر کنم.
زهی: خوشحال هستم که پدر مادرم من را به کاری که علاقه داشته ام تشویق کرده اند و کنار من بوده اند.
ماری: اگر امروز دیده شده ام به
لطف خدا و مردم است همیشه گفته ام مهم این است که محبوب باشم و نه لزوما معروف.