دنیا فتحی | بازیگر

دنیا فتحی | بازیگر

«دنیا فتحی» بازیگر نمایش «نامه‌های بی‌نام و نشان» در گفتگو با «سلبریتی‌ها»

دوست دارم «کریستوفر نولان» بازی من را ببیند!

*اولین تجربه حضور روی صحنه تئاتر را یادتان می آید، منظور من آن لحظه اولین ورود است، چه حسی داشت؟

اولین تجربه من به شکل حرفه ای در یک کار دو پرسوناژ بود که نقش عجیبی هم داشتم، فقط این را می دانم آن موقع چون خیلی سن من کم بود جسارت بیشتری داشتم و یا شاید هم هنوز معنی ترس از صحنه و استرس را نمی فهمیدم، اما از آنجایی که به کارگردان کار خسرو امیری، کارگردانی و نحوه هدایت ایشان اطمینان داشتم می توانم بگویم که خیلی استرس بالایی نداشتم، چون به دلیل تمرینهای فوق حرفه ای که قبل از اجرا داشتیم به خودم اطمینان داشتم.

*چه شد که اصلا به سمت بازیگری و نمایش آمدید؟

از بچگی به بازیگری علاقه داشتم، به شکلی که از همان دوره ابتدایی و در همان اندازه مدرسه فعالیت و بازی داشتم، این روال ادامه داشت تا اینکه از طریق یکی از دوستانم به نام سمیه رضایی که خودش هم بازیگر است به تمریناتشان دعوت شدم، بعد عضو انجمن تئاتر شدم و ادامه دادم تا الان.

*برحسب علاقه مندی، تئاتر، سینما، تلویزیون و شبکه نمایش خانگی را اولویت بندی کنید.

تئاتر، سینما، نمایش خانگی و تلویزیون. البته شاید اگر چند سال قبل بود قبل از نمایش خانگی سریال را مدنظر می داشتم، هر چند که الان در یک سریال شصت قسمتی به کارگردانی آقای افشار بازی کرده ام و خوشحال هستم که قرار است از شبکه سه پخش شود.

*یک نقش عجیب که دوست دارید آن را روی صحنه بازی کنید چه می تواند باشد؟

چه سوال جذابی! تقریبا هر کدام از نقشهایی که بازی کرده ام به شکل خاص خودشان عجیب بوده اند، حتی همین نقش سارا در نامه های بی نام و نشان، عجیب بودن از این جهت که انگار از درون من می جوشید، رفتارها و نگاها و نوع لحن، اما عجیب به آن شکل اینکه همیشه دوست داشته ام نقشی را بازی کنم که محوریت بر بدن تئاتری بازیگر باشد، آمیخته با حس و نمی دانم شاید توضیح دادن آن سخت باشد، خیلی دلم می خواهد نقشی را بازی کنم که تلفیقی از بدن، حس و تکنیک باشد، مثلا مثل یک دختر رقصنده که آواز می خواند، دیالوگ می گوید و بازی حسی دارد.

*بازی کردن در یک اجرای بد با یک سالن پر از تماشاگر یا یک اجرای خوب با سالن خالی، کدام را ترجیح می دهید؟

اجرای خوب با سالن خالی!

*حفظ کردن دیالوگ در تئاتر یکی از سخت ترین قسمت‌های ماجرا است، آیا پیش آمده دیالوگ را فراموش کنید و با بداهه کار را جمع کنید؟

بله خیلی پیش آمده که یکدفعه همه چیز سفید می شود، بارها این اتفاق برای من پیش آمده است اما تا همین الان در تمام اجراهایم هیچکس متوجه نشده چه اتفاقی افتاده است.

*چند شخصیت عجیب که دوست دارید در اولین اجرای پیش رو ردیف اول سالن بنشینند؟

کورش کبیر، شکسپیر، لیلی و مجنون، کریستوفر نولان، موتسارت، دوست داشتم خیلی ها باشند.

*تئاتر را در یک جمله برای ما تعریف کنید.

تئاتر؛ درمانگر، روح بخش و نجات دهنده.

*اجرا در برادوی یا همین تئاتر شهر خودمان؟

چه سوال چالش برانگیزی! خب؛ طبیعتا هر چه که ارتقا در آن باشد جذابتر است، خب برادوی!

*پیشنهاد می دهید مصاحبه بعدی ما با چه کسی باشد؟

واقعا هیچکس به ذهنم نمی رسد!

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *