الهه خادمی | خبرنگار

الهه خادمی | خبرنگار

گفتگوی « سلبریتی ها » با « الهه خادمی »

 آرزو داشتم با « خسرو شکیبایی » همبازی شوم ! 

*اولین بار که جلوی دوربین قرار گرفتید را یادتان می آید؟ چه حسی داشتید؟

بله خوب یادم می آید که هیجان زده و مضطرب بودم، دوربین برای من که از تئاتر شروع کرده بودم موجود ناشناخته و ترسناکی بود.

*چه شد که اصلاً تصمیم گرفتید بازیگر بشوید؟ اتفاق خاصی پشت آن بود؟

از جعبه جادویی تلوزیون و بازی های کودکی شروع شد، در دوره کودکی بچه های کم سن تر را جمع می کردم و برای سرگرم کردنشان نمایشهای بداهه اجرا می کردم، برای من آن زمان حکم بازی های بچه گانه را داشت اما بعدتر که وارد کانون شدم فهمیدم چقدر این کار در سن کم برای من لذت بخش بوده است و زمینه ای شده که بعدتر تئاتر را جدی تر دنبال کنم.

*بازیگرهای مورد علاقه‌ شما چه کسانی هستند که امیدوار هستید یک روز با آنها همبازی شوید؟

آرزو داشتم روزی با «خسرو شکیبایی» عزیز همبازی شوم و در رویاهایم خودم را روبروی «پل نیومن» که اسطوره مورد علاقه من است می دیدم، اما از میان بازیگران ایرانی حال حاضر، هر عزیزی که با اندوخته و تجربه اش در ارتقای سطح بازیگری به من کمک کند، همبازی مورد علاقه ام است.

*اگر فقط ده ثانیه برای معرفی خودتان به یک کارگردان بزرگ وقت داشتید، چه می‌ گفتید؟

این سوال شما من را یاد زمانی انداخت که برای تست به دفتر آقای کیانوش عیاری رفته بودم؛ آن موقع نمی دانستم که بازیگرهای مورد علاقه ایشان چه کسانی هستند؛ از من بازیگرهای مورد علاقه ام را پرسیدند و من کاملا مخالف سلیقه ایشان جواب دادم و بعد فهمیدم که در جلسه معارفه خرابکاری کرده ام، اما خب در نهایت برای کارشان انتخاب شدم، در آن تجربه واقعی از ده ثانیه خودم آنطور استفاده کردم.

*عجیب‌ترین چیزی که یک مخاطب در دنیای مجازی یا حقیقتی به شما گفته چه بوده است؟

بعد از بازی در نقش «غزال» سریال مستوران دایرکتهای عجیب زیاد می گرفتم، آقایی پیغام داده بود: یک عدد غزال وحشی و خونریز در آشپزخانه ام می خواهم!

 

*اگر یک فیلم عالی باشد ولی نقش شما در آن خیلی کوچک باشد، قبول می‌ کنید؟

اگر نقش تأثیرگذاری باشد، بله.

*و چه نقشی را حاضر نیستید به هیچ قیمتی بازی کنید؟ چرا؟

نقش آدمهایی که تمام ویژگی هایشان مثبت است و هیچ ویژگی منفی و شبهه برانگیزی ندارند، چون این انسان ها زاده تخیل نویسنده هستند و ما به ازای بیرونی ندارند.

*چه چیزی برای شما سخت‌ تر است؟ دیده نشدن یا بد دیده شدن؟

قطعا بد دیده شدن یا دیده شدن به هر قیمتی.

 

*اگر مجبور باشید برای یک سال از بازیگری فاصله بگیرید، چکار می‌ کنید؟

شغل دیگر من در کنار بازیگری اداره کافه رستورانی خانوادگی است که قاعدتا ما بین پروژه ها آنجا مشغول هستم.

*وقتی تنها هستید، بیشتر به چه چیزی فکر می‌ کنید؟

به دغدغه ها و دشواری های زندگی در این روزگار سخت و پیدا کردن راهی برای کنار آمدن با آنها.


*تا حالا در خواب بازیگری کرده اید؟

بله؛ فراوان!

*اگر بتوانید در یک فیلم با خود ده سال قبلتان بازی کنید، چه داستانی انتخاب می کنید؟

شاید داستانی در حال و هوای کشف شخصیت فردی و روانشناسی.

*و فکر می کنید ده سال بعد که دوباره با هم مصاحبه کنیم کجا باشید؟ آیا سلبریتی خواهید شد؟

چقدر این کلمه نوپای سلبریتی در فرهنگ لغت هنرمندان امروز زشت و بی معنی‌ است، مثل یک چراغ خطر عمدی برای جدا کردن اتصال مردم و هنرمند، امیدوارم هیچوقت سلبریتی نشوم اما از مسیری که در آن قدم گذاشته ام لذت ببرم و به رشد فردی و رضایت از خود نزدیک و نزدیک تر شوم.

*پیشنهاد می دهید مصاحبه بعدی ما با چه کسی باشد؟

با آقای «حسن پورشیرازی» که در فیلم سینمایی پیرپسر خوش درخشیده اند.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *