
پولاد کیمیایی | بازیگر
گفتگوی اختصاصی «سلبریتیها» با «پولاد کیمیایی»
هیچوقت دوست نداشتهام «جنجالی» باشم!
قبول دارید شما یک چهره جنجالی هستید؟
اینکه آدم بتواند در آثار خودش و در راهی که به عنوان یک هنرمند جا می گذارد جنجالی باشد خیلی ارزش بالاتری دارد تا آدم بخواهد با حاشیه جنجالی بشود و اخباری ایجاد کند که تاریخ مصرف کوتاهی دارد، اخباری که بیشتر برای شرایط و موقعیتهای زرد طراحی میشود و من از این جهت هیچوقت دوست نداشته ام یک چهره جنجالی باشم.
پس کلا دوست ندارید جنجالی باشید؟
نه جنجالی بودن برای من اهمیت چندانی ندارد . جنجالی بودن برای من در این اندازه مهم است که باعث ایجاد فضای بدی در هنر و افکار عمومی نشود، من این را دوست ندارم چون جنجالی بودن را در یک حضور قوی ، متفکر و آگاه می بینم. نه در هیاهو و فریاد.
چند ویژگی مشترک شما و استاد مسعود کیمیایی و چند تفاوت کدامها است؟
ویژگی های مشترک من و پدر خیلی زیاد است به علت اینکه ما دو رفیق هستیم ، یعنی در قالب یک رابطه بسیار عجیب و غریب که فکر می کنم در تاریخ سینما کم نظیر است. رابطه ای که توام با یک عشق بسیار زیاد ، احترام بسیار زیاد و متقابل ، رفاقت بسیار زیاد و در یک جهان زیستن است . من ورژن دیگری از پدرم هستم ،یعنی ورژنی هستم که چهل سال تفاوت نسلی و کاری و زمانی بین ما وجود دارد و افکار من به هر جهت نسبت به پدرم متفاوت است ، من با نگاه هایی که سنتی تر است خیلی میانه ای ندارم من آدم رک تر و آدم مستقیم گویی تری هستم ، راحتتر میتوانم نظرم را ابراز کنم، پدر من در شرایط اجتماعی سیاسی متفاوتی زیست کرده و دانش ایشان از آن زمان متفاوت است ، از ویژگی های مشترک ما این است که هر دوی ما با یک نگاه طنز و هر دوی ما با یک نگاه تراژیک به دنیا نگاه میکنیم ، اما با دو تا تعبیر و نتیجه گیری متفاوت.
شما هم شبیه پدرتان طرفدار فیلمهای قهرمان پرور هستید؟
بله من معتقد هستم که سینما بدون قهرمان نمی تواند وجود داشته باشد، به علت اینکه انسان در شرایط انسانی و وقتی که مبارزه میکند بر علیه یک تهدید دست به یک طغیان میزند ، دست بر این میزند که چارچوب اخلاقی خودش را حفظ کند یا از چیزی که در چارچوب انسانی تعریف میشود دفاع کند ، در نتیجه تبدیل به قهرمان میشود ، عصیان میکند و انسان عصیانگر است ، انسان عدالت جو است و همیشه در جنگ بین خیر و شر قرار دارد، همیشه باید خیر بر شر و سفید بر سیاه پیروز شود تا انسان بتواند از بحرانهای روحی و اخلاقی عبور کند، متاسفانه می بینیم که در عصر امروز و نه تنها در سینمای ایران بلکه در سینمای جهان ، قهرمان دیگر جایی ندارد ، آدم ها اغلب عادی هستند و در یک پیرامون عادی زندگی می کنند ، هیچ انسانی دست به حرکت ایثار گرایانه نمی زند و شرایط به این شکل شده که اسطوره ها دارند حذف می شوند و ما داریم وارد شرایطی می شویم که زمینه عادی سازی و ناهنجاریهای انسانی قاعده سینما شده است، ما داریم با بیماری های انسانها جلب توجه می کنیم و در زمانی زندگی می کنیم که جوکر جذابتر از بتمن است ! یعنی شخصیت های زشت و شخصیت هایی که اصولا نباید دوست داشتنی باشند برای جامعه به جایگاه قهرمان می رسند.

و چند قهرمان زندگی شما چه شخصیت هایی هستند؟
قهرمان من در زندگی شخصی مادرم است و خیلی از ایشان یاد گرفتم و در زندگی سینمایی انتخاب شخصیت قهرمان از نظر من کاراکتر آقای تام کروز در فیلم آخرین سامورایی اوارد زوئیک است.
چند شخصیت عجیب فانتزی یا غیر قابل دسترس که دوست دارید یک روز را با آنها وقت بگذرانید؟
مایکل جکسون ، مایکل جوردن ، فردوسی ونگوگ و فردی مرکوری هستند.
و چند شماره در گوشی تان که وقتی به اسم آنها می رسید حس خوبی به شما دست می دهد؟
کلا شش نفر هستند که وقتی به من زنگ می زنند احساس خیلی خوبی دارم .(جواب دوباره)
از علاقه شما به موسیقی اطلاع داریم خواننده محبوب دارید؟
در موسیقی ایران استاد بنان ف استاد شجریان و کارهای اسدالله ملک را هم که بدون کلام هستند دوست دارم ، ویالون ایشان را بسیار دوست دارم ، کارهای هایده و داریوش اقبالی در زمینه پاپ را هم دوست دارم، آقای سیاوش قمیشی و ابی را هم خیلی دوست دارم و فرهاد را ، در جهان هم فرانک سیناترا ریچاردز، یاسمین ،لوی فردی ،مرکوری، مایکل جکسون ، آندریا بوچلی، آتا جان، ادل و خیلی زیاد هستند و نمی شود اسم برد!
کدام ترانه از کدام خواننده ترانه زندگی شماست؟
نمی خواهم بگویم این ترانه ، ترانه زندگی من است اما روی من تاثیر خیلی زیادی می گذارد وقتی آن را گوش می کنم ، ترانه مرد تنهای فرهاد خیلی روی من تاثیر می گذارد اما زندگی آنقدر بالا و پایین دارد که نمی شود زندگی خودتان را در یک ترانه پیدا کنید ، شاید در یک ترانه بتوانید حال و هوای آن لحظه را پیدا کنید اما اینکه بتوانید داستان زندگی تان را در یک ترانه پیدا کنید بسیار کار سختی است.
اگر خواننده می شدید کدام خواننده می شدید؟
يوتو!
به نظر خودتان بیشتر خوش چهره هستید یا خوش لباس؟
نمی دانم ! واقعیت این است که بنده یک پکیج کامل هستم (می خندد) شوخی می کنم ، فکر می کنم ، خوش لباس باشم یا حداقل اینکه در لباس پوشیدن می توانم بگویم یک تلاش هایی کرده ام ، چهره را هم که باید دیگران بپسندند.
روی کدام بازیگر خارجی کراش داشته اید یا دارید؟
کراش که زیاد داشته ام ! آدری هپبورن ،برژیت باردو ، مونیکا بلوچی ، نیکول کیدمن ، مارگو رابی ، سوفیا لورن و حالا لیست طولانی و زیاد هستند !
چنتا اسم می گویم نظرتان را در یک جمله یا کلمه بگویید.
مسعود کیمیایی افتخار من ، پدر من و هر آنچه در حال حاضر دارم.
بهروز وثوقی قله بازیگری در سینما و ای کاش یک بار دیگر کیمیایی و بهروز وثوقی تکرار می شدند . یعنی با هم در یک فیلم تکرار می شدند.
حامد بهداد سینما بهانه ای شد برای رفاقت ، دوست خوبی که خاطرات بسیار شیرینی با او در سینما دارم . عشق مشترک بین ما رفاقت را بیشتر کرد ، یعنی عشق به مسعود کیمیایی اشتراکی را به وجود آورد که ما را نزدیک به یک رابطه خانوادگی کرد.
تیم فوتبال استقلال بسیار بسیار شرم آور و ناراحت کننده است که عاقبت بسیار تلخی در انتظار این تیم است، کمر به قتل این تیم بسته اند و دارند این تیم را نابود می کنند . البته اینگونه نخواهد ماند و تاج باز خواهد گشت ، تیم تاج یا همان استقلال دوباره به حق خودش خواهد رسید و هواداران پشت استقلال را خالی نمی کنند.
ایران ایران حیف است ! ایران حیف شد ، وقتی که اسم ایران می آید دل من می گیرد.
رضا یزدانی دوست بسیار خوب و خواننده ای بسیار خاص و منحصر به فرد و پر از خاطره رضا قلبی مهربان دارد.
اگر به گذشته برگردید چه چیزی را تغییر می دهید؟
شاید اگر به گذشته بر می گشتم موسیقی را انتخاب می کردم اینکه به شکل حرفه ای تر آن را ادامه بدهم و شغل من موسیقی باشد و نه سینما در واقع الان به این نتیجه رسیده ام که عشق من به موسیقی خیلی بیشتر از عشق من به سینما است. روی آن کار می کردم و در مقطع حساسی که مادر در آلمان بیمار بود همه تلاشم را می کردم و برنمی گشتم مادرم ادامه داروهایش را می گرفت و من هم ادامه تحصیلات و زندگی ام را آنجا ادامه می دادم.
باشکوه ترین لحظه زندگی تان چه زمانی بوده است؟
فکر می کنم با شکوه ترین لحظه زندگی من زمانی بوده که به این نتیجه رسیده ام چیزی به نام عشق وجود دارد. لحظات زیادی بوده که از آنها لذت برده ام، مثلا زمانی که روبروی بازیگرهای بزرگ بازی کرده ام یا لحظه ای که پدرم از یک بیماری سخت بیرون آمد و دکتر ایشان آقای عبدی به من گفت : پدر شما تحویل شما ! این یکی از زیباترین و باشکوه ترین لحظاتم بوده یا اینکه برای اولین بار روی استیج تالار وحدت اجرا کرده ام، آن لحظه هم برای من باشکوه بوده و آنجا که برای اولین بار برای نقش اول در جشنواره فجر کاندید شده بودم ، البته فکر می کنم با شکوه ترین لحظه زندگی من هنوز فرا نرسیده و در راه است!
چرا همه فکر می کنند همیشه همراهتان یک ضامن دار کوچک دارید؟
شاید به دلیل فیلم هایی که در سینمای کیمیایی کار کرده ام، همچین تصوری می شود و یا به خاطر اینکه بعضی وقتها موضع خودم را خیلی روراست و شفاف بیان کرده ام ، اما تصویری که از من به عنوان پولاد کیمیایی منعکس می شود خیلی با آن چیزی که خود من هستم ، متفاوت است، من با چاقوی ضامن دار هیچ کاری ندارم و چاقو برای پوست کندن میوه در دست من است.
اگر یک فیلم با بازیگرهای خارجی بسازید سه انتخاب آقا و خانم شما چه کسانی هستند؟
اگر یک فیلم بسازم ،مطمئنا یکی از بازیگران آن دنیل دی لوئیس خواهد بود، یکی آلپاچینو خواهد بود و یکی هم بر کلند کستر ، در میان خانمها هم قطعا مریل استریپ، کتی بریت و آدری هپبورن خواهند بود.
و اسم فیلم را چه می گذارید؟
اسم این فیلم را می گذارم ، فیلم رویاهای من !