
طراحی لباس ، نگاهی تحلیلی
طراحی لباس . نگاهی تحلیلی
چشم انداز پر آشوب پوشاک در فضای اجتماع امروز ایران پیش از آنکه وجود سبک یا مد خاصی را گواهی دهد بر انحلال هرگونه جهان بینی یا سلیقه ملی و فرهنگی دلالت میکند برچیده شدن مرزهای تجارت جهانی با ظهور اینترنت نقطه پایانی بر ملی گرایی و بومی سازی فرهنگ پوشاک گذاشته و آنچه بر تن مردم میبینیم نشانگر شکلی از امپریالیسم فرهنگی است که به مدد بنگاه های اقتصادی کلان در سطح بین المللی شکل گرفته و چنان در روح ملت ها رسوخ کرده که بنیان فردگرایی و شخصی سازی را از بیخ و بن برکنده است. تقدیس نشان های تجاری غول های اقتصادی دنیا به سلیقه مسلط جامعه تبدیل شده است و هر جریان نوپا یا واپسگرا را به حاشیه میراند با آنکه در سفر به کشورهای عربی یا هند و پاکستان یا آسیای جنوب شرقی و حتی آفریقا تصویر لباس های بومی و محلی به شکلی موجه و مقبول دیده می شود اما بالا بودن هزینه تمام شده این لباسها در اقصی نقاط جهان رفته رفته جای آنها را به فست فشن و مد گلوبالیستی ارزان ، راحت و متنوع خواهد سپرد. این اتفاق در کشور ما هم افتاده گرچه هنوز در سیستان و بلوچستان ، کردستان و خوزستان شاهد وجاهت لباس محلی هستیم اما به نظر می رسد پروسه منسوخ شدن این لباسها با تولید نسخه های ارزان قیمت و فاقد زیبایی و وقار و اصالت کلید خورده است. حتی این نمونه های هویت زدایی شده در مقایسه با مد غربی هنوز گران ، دست و پاگیر و خارج از مرزهای این استانها کمتر مقبولند. بنابراین بیم آن می رود که با گذشت زمان همین اندک هم از آنها باقی نماند. آنچه مقدمتا بر شمرده شد، روند قهری تکوین لباس اجتماع است که خارج از اراده فردی یا خواست برگزیده هاست، نظام سرمایه داری با همه الزاماتش مانند رودخانه ای خروشان همه چیز را با مطالبات سرمایه دارانه منطبق می کند و گریزی از آن نیست اما نگاه اجمالی به آنچه در دو دهه در ایران اتفاق افتاد و علل و عوامل آن ملاحظاتی دیگر را هویدا میکند: نخستین ، در سالهای آغازین دهه ۸۰ شمسی رویکردی پست مدرنیستی به مقوله مد که به تاسی از جریاناتی که دهه ۴۰ در ایران به راه افتاد بود سر برآورد که پس از تاخیری ۲۰ ساله به واسطه انقلاب و جنگ و بحرانهای سیاسی اقتصادی از همان جا که منفصل شده بود از سر گرفته شد، این رویکرد کاریست اورنومنتهای بومی و محلی در لباس مدرن بود ثبات نسبی اقتصادی و سیاسی که محصول اصلاحات دهه ۷۰ بود و یک دهه بعد به منصه ظهور رسید جریان اصلاح طلبانه لباس را رقم زد ، ظهور مجدد تزئینات بومی و محلی استفاده از پارچه های بومی در لباس مدرن و گریز و ساختار شکنی در مد زمانه ، به آهستگی نوعی از ژست روشنفکر مآبانه و هنرمندانه را به جامعه معرفی کرد که از دل فشن شوهای لباس توسط هنرمندان آوانگارد این عرصه بیرون آمده بود .
با آنکه قصد ندارم برخورد تاریخ نگارانه با این موضوع داشته باشم اما لازم میدانم یکی از سرآمدان مهم و تاثیر گذار این جریان را نام ببرم، مهلا زمانی هنرمند طراح لباس که در دهه ۸۰ با برگزاری نمایشگاههای لباس و معرفی سطح تحسین آمیزی از زیبایی شناسی به فراموشی سپرده شده دهه ۴۰ شمسی، آرام آرام منجر به تغییر ذائقه جامعه گردید فضای نسبتا آزاد سیاسی و اجتماعی هم راه را بر این جریان نوپا باز کرد و باعث شد بار دیگر ارزشهای زیبایی شناسانه لباس محلی خودی بنمایاند و از نو بازخوانی شود. این جریان در دهه ۹۰ شمسی به اوج خود رسید و تا بدانجا پیش رفت که نهادهای دولتی و حکومتی هم با آن هم صدا شده و تا حد برگزاری دفیله های رسمی و جشنوارههای موسمی و مناسبتی تخصصی هم توسعه یافت. تحولات سیاسی اجتماعی در دهه ۹۰ و اعمال تحریمهای بین المللی، ممانعت از ورود پوشاک خارجی که از قضا مقبولیت عام هم نزد ایرانیان داشتند سطحی از رواج تولیدات پوشاک را موجب شد و عرض اندام برندهای داخلی بازار تقاضا برای محصول ایرانی را رونق بخشید اما با وجود این انقلاب رفرمیستی هنوز هم محصول این برندها مبهوت مد جهانی و تکرار و تقلید از نشانه های تجاری بین المللی و تحت سلطه سلیقه آنها هستند. آنها با ارتقاء کیفیت دوخت و عرضه در مقیاسهای بزرگ که برای هر ذائقه ای خوراکی فراهم می کند وارد رقابت پیروزمندانه در غیاب رقبای سابق شدند. از سوی دیگر مسلط شدن سیاست گذاری قشری و بازگشت به ارزشهای طبقه حاکم ترمزی شد بر روند بالنده لباس پست مدرنیستی که پیشتر گفتم بر بازخوانی مجدد ارزشهای نهفته در پوشاک بومی و محلی پایه گذاری شده بود دفیله های لباس از چرخه جشنواره های رسمی خارج شده و به زیرزمینها رفتند. نهادهای حامی مد به دست بنیاد گراها افتاد و به ارگانهای فرمایشی بی بازده تبدیل شد.

باز کشف جنبه های زیبایی شناسانه اصیل در پوشاک سنتی که از مرزهای داخلی عبور کرد و به دنبال سفرهای پرشمار ماجراجویان عرفان و تناسخ به سرزمین هند، موجب پیدایش انبوه طراحان لباسی شده که مدعی نوعی از خلاقیت و نوآوری هستند؛ سوغات هند ! پارچه های رنگارنگ و تزئینات دست ساز اعجاب آور به خانه های مد راه یافته و بر طراحی های آنها جا خوش کرده است، اکنون و امروز لباسهای پوشانده به تن مانکنهای داخل ویترین که سرشار از رنگ و لعاب سرزمین ۷۲ ملت هستند دیگر تصویری آشناست، روندی که از دهه ۸۰ توسط هم قطاران مهلا زمانی آغاز شد با افت و خیزهای بسیار هنوز هم در جریان است ، با اینکه در حال حاضر مد در ایران گرفتار پدیده کژوالیسم و تولید پوشاک روزمره است دو قشر از سلبریتی ها هنوز چراغ مد پست مدرنیستی را روشن نگه داشته اند ، یکی خوانندگان سنتی که در کنسرتهای داخل و خارج خود ملبس به لباسهایی هستند که گرچه هویت مستقلی به لحاظ قومی و محلی ندارند اما نشانگانی از لباس اقوام را در پوشش خود گنجانیده اند. گروه دوم برخی ستاره های سینما هستند که بر رویدادهای مناسبتی و فرش قرمزها لباسهایی به تن میکنند که توسط طراحان طراحی شده اند و عناصری از هویت بومی را با خود حمل میکنند، گرایش دیگری که در این نوع طراحی به چشم میخورد الهام از عناصر معماری در لباس است،
گرایشی که در سالهای اخیر از حوزه لباس پا را فراتر گذاشته و به نقش زنی بر ظروف سفال و سرامیک کوسن پرده و پارچه هم سرایت کرده است ، نقوش سفالینه های باستانی ، نقش آجر و کاشیکاری ابنیه تاریخی و نقش فرش امروزه نه تنها بر شال و روسری و لباس بلکه بر پارچه و منسوجات کارخانجات نساجی داخلی هم راه پیدا کرده و نسل جدیدی از طراحی را به وجود آورده است.