شهروز دل افکار | کارگردان و بازیگر

شهروز دل افکار | کارگردان و بازیگر

گفتگوی سلبریتی ها با «شهروز دل افکار» کارگردان و بازیگر تئاتر :

«تئاتر» یک زندگی واقعی است

اولین تجربه روی صحنه تئاتر را یادتان می آید. منظور من آن لحظه اولین ورود است، چه حسی داشت؟

اولین لحظه ورودم روی صحنه تئاتر خیلی استرس داشتم و خیلی هیجان زده بودم که این استرس و هیجان در تمام این سالها می شود. برکت کار، ما شما وقتی آلوده تئاتر باشید و اینها را نداشته باشید ناراحت هستید.

چه شد که اصلا به سمت بازیگری و نمایش آمدید؟

من اصلا از مدرسه بازیگری را شروع کردم اما در زمان گرفتن دیپلم یک سری اتفاق ها افتاد که مسیر زندگی من به سمت رشته بازیگری در هنرستان سوره رفت و ادامه راه این شد که ما الان در خدمت هنرمندان و مردم هستیم.

 

شما یکی از سلبریتیهای نمایش و تئاتر ما هستید؟

من یک بازیگر تئاتر هستم که با عشق برای مردم خودش کار می کند. سعی می کنم در تئاترهایی که به عشق مردم که روزی رسان، مشتری و طرف حساب ما حساب میشوند تمام سعی خودم را برای یک بازی درخشان انجام بدهم.

بر حسب علاقه مندی ،تئاتر، سینما، تلویزیون و شبکه نمایش خانگی را اولویت بندی کنید.

اولویت بندی ندارم چون همه آنها را دوست دارم، به نظر من همه اینها مخاطب دارد و ما چه برای مخاطب کم و چه مخاطب زیاد و به خاطر تاثیر گذاری کار خودمان نباید از هیچ مدیومی عاقل بشویم.


بعد از این نقش جذاب در نمایش قصه ترانه های ماندگار حالا یک نقش عجیب که دوست دارید آن را روی صحنه بازی کنید چه می تواند باشد؟

این روزها یک نقش با نمک را بازی میکنم که فکر نمی کردم اینقدر آن را دوست داشته باشم، در نمایش رومئو و ژولیت نقش پدر لارنس را بازی می کنم که خیلی به دلم نشسته و خیلی آن را دوست دارم ،ما هر روز ساعت هجده در سالن قشقایی تئاتر شهر اجرا می رویم و من این نقش را خیلی دوست دارم، نقش از سمت خودم دوست داشتی شده و فکر می کنم تماشاگران هم آن را دوست داشته باشند.

 

بازی کردن در یک اجرای بد با یک سالن پر از تماشاگر یا یک اجرای خوب با سالن خالی کدام را ترجیح می دهید؟

یک اجرای خوب چون یک اجرای بد تا مدت ها ما را مریض می کند و حتی اگر سالن پر باشد به یک افسردگی می رسیم، البته اگر سالن خالی باشد باز هم به افسردگی می رسیم ولی خب با یک اجرای بد آدم خیلی افسرده می شود به طوری که خدای نکرده شاید حتی دیگر علاقه ای به ادامه دادن هم نداشته باشد.

حفظ کردن دیالوگ در تئاتر یکی از سخت ترین قسمت های ماجرا است ، آیا پیش آمده دیالوگ را فراموش کنید و با بداهه کار را جمع کنید؟

بله گاهی این اتفاق می افتد که آدم یک دیالوگ را یادش برود. البته خیلی سعی میکنیم این اتفاق نیفتد ولی خب ذهن است و شاید یک جایی سفید یشود! خدا را شکر تا این سن و سال این اتفاق به ندرت برای من افتاده که زیاد یادم نمی آید و آینده را هم انشالله خدا به خیر کند!

چند شخصیت که دوست دارید در اولین اجرای پیش رو ردیف اول سالن بنشینند؟

آدم دوست دارد برای بزرگان کار کند چرا که نه؟ خیلی دوست داشتم آقای مهرجویی یا عمو خسروی شکیبایی یک تئاتر از من می دیدند. در واقع دل است دیگر و قسمت نشد.

تئاتر را در یک جمله برای ما تعریف کنید.

اگر بخواهم تئاتر را در یک جمله تعریف کنم ، تئاتر کل زندگی یک سری انسان است که ما نقطه درخشان آن را در نمایشنامه می خوانیم و روی صحنه می بریم، یعنی از مهمترین اتفاقهای زندگی یک انسان درام شکل می گیرد. ما آن را روی صحنه می بریم و به مردم نشان می دهیم، پس آن قسمت از نمایش یک زندگی واقعی است که کلی عقبه و آینده دارد و ما باید بتوانیم آن را به خوبی نشان بدهیم.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *