
شبنم قلی خانی | بازیگر
- بلاگ, روی جلد, ماهنامه 11
- 19 بهمن 1404
گفتگوی اختصاصی « سلبریتی ها » با شبنم قلی خانی
دوست دارم دخترم را در لباس « عروس » ببینم !
*همین حالا حالتان چطور است؟
خدا را شکر خوب هستم، بخصوص اینکه این روزها وقت بیشتری را با دخترم می گذرانم، دختر من در حال حاضر ده سال دارد و احساس می کنم که مدتی می شود با هم بیشتر رفیق شده ایم، انگار بیشتر از قبل دوست شده ایم چون شاید سالهای پیش کوچکتر بود و الان که بزرگتر شده دوست دارد خیلی بیشتر همراه من باشد، دخترم بزرگ شده و من هم دوست دارم با من بیشتر وقت بگذراند.
*معمولا، با گرفتن چه کادوهایی حالتان بهتر می شود؟
برای کادو گرفتن واقعا آن بحث مالی هیچوقت برای من مهم نبوده و اینکه کسی به یاد من باشد خیلی برای من اهمیت دارد، گل همیشه حال من را خیلی خوب کرده و واقعا یکی از کادوهایی است که گرفتن آن خیلی به من می چسبد، هر چقدر هم گل داشته باشم باز هم دوست دارم که یک نفر یک دسته گل جدید برای من بیاورد.
*پنج کاری که از انجام دادن آن لذت می برید؟
اولی ورزش کردن است، دومی دیدن تئاتر، بعد از آن فیلم دیدن، وقت گذراندن با دخترم و خرید کردن را هم خیلی دوست دارم.
*ده سال پیش فکر می کردید امروز در این نقطه باشید و از آن راضی هستید؟
بله، خدا را شکر راضی هستم چون همیشه برای من آرامش خودم و خانواده ام مهمترین چیز بوده است، خدا را شکر می کنم که آن آرامش در زندگی من وجود دارد.
*و یک اتفاق خوب که همیشه منتظر آن بوده اید و هنوز نیفتاده است؟
دو تا است! یکی شخصی و یکی کاری، شخصی پیشرفت کردن دخترم و اینکه خیلی دوست دارم دخترم را در لباس عروس ببینم و کاری هم اینکه انشالله بتوانم اولین فیلم بلند خودم را کارگردانی کنم.
*باشکوه ترین لحظه از بازی های خودتان که تا همیشه در ذهنتان می ماند کدام است؟
خب؛ فکر می کنم این سوال را بارها جواب داده ام و حتی فکر می کنم در مصاحبه قبلی با خود شما هم گفته بودم که برای من نقشهایی که بازی کرده ام همه جذاب و جالب بوده اند اما بخشهایی از مریم مقدس برای من تکرارنشدنی است، بخصوصی اولین سکانسی که از من فیلمبرداری شد و برای اولین بار حضرت مریم وارد آن معبد می شود.
*در تصورات ذهنی خودتان کدام نقش را در کدام فیلم شما بازی کرده اید؟
چون همیشه بازی های خانم مریل استریپ و فیلمهای ایشان را خیلی دوست داشته ام، با وجود اینکه الان سن و سال ایشان خیلی بالا است و فکر می کنم حدود هفتاد و پنج سال دارند، اما همیشه خیلی دوست داشته ام که می توانستم جای ایشان در نقشهایی که بازی کرده اند بازی کنم، مثلا یکی از آن نقش ها نقشی بود در فیلم شیطان پرادا می پوشد که ایشان بازی کرده بودند.
*عجیب ترین عکس العملی که از برخورد مردم وقتی شما را در جایی شناخته اند داشته اید چه بوده است؟
یکی از عجیب ترین لحظات زمانی بود که من در استرالیا زندگی می کردم و آنجا دانشگاه می رفتم، به هر حال ایرانی های زیادی در آن محیط درس و بیرون بودند که خیلی از آنها مطمئن نبودند که آیا من شبنم قلی خانی هستم یا شبیه شبنم قلی خانی، اتفاقا یکی از همان کسانی که آنجا آشنا شدیم و امروز یکی از بهترین دوستان من است، آنجا من را دید و گفت: شما چقدر شبیه آن بازیگر ایرانی هستید! گفتم: چه کسی را می گویید؟ گفت: شبنم قلی خانی، گفتم: من خودم هستم، برای ایشان جالب بود و انگار نمی توانست تصور کند که من با او در استرالیا و در یک محیط آموزشی هستم.
*آیا شما سلبریتی هستید؟
بیایید اول سلبریتی را معنی کنیم: سلبریتی به فردی گفته می شود که به دلیل شهرت، محبوبیت یا حضور در رسانههای عمومی (مانند تلویزیون، سینما، شبکه های اجتماعی یا ورزش) در میان مردم شناخته شده و مورد توجه است. ویژگیهای اصلی یک سلبریتی؛ یک: شناخته شدگی عمومی، افراد زیادی او را میشناسند، حتی اگر شخصاً او را ندیده باشند. دو: حضور رسانه ای فعال، معمولاً در رسانهها، مجلات، تلویزیون یا شبکه های اجتماعی دیده میشود. سه: تأثیرگذاری اجتماعی، رفتار یا نظرش میتواند بر مردم یا دنبال کنندههایش تأثیر بگذارد. چهار: شهرت، گاهی سلبریتیها به خاطر مهارت خاصی معروف می شوند (مثل بازیگری یا خوانندگی) و گاهی فقط به دلیل حضور پررنگ در فضای عمومی یا حواشی زندگی شان،پس با توجه به این تعریف من هم جزو سلبریتی ها هستم!
*جزو خوش چهره های دنیای تصویر چطور، هستید؟
من نمی توانم از خودم تعریف کنم اما همیشه احساس می کنم خوش چهره بودن به داشتن ذات خوب و انرژی مثبت است که خدا را شکر انرژی من خیلی مثبت است.
*بیشترین دایرکت شما شامل چه موضوعی می شود؟
اخیرا بیشتر در دایرکت من تقاضای پول می کنند، مردم از شرایط سخت زندگی گله دارند و نود و نه درصد دایرکت من این موضوع است.
*و عجیب ترین کامنتی که داشته اید را یادتان می آید؟
این سوال را اجازه بدهید جواب ندهم! شاید کامنت منفی داشته ام ولی کامنت عجیب را یادم نمی آید، آهان! یک بار آقایی برای من نوشته بود: دختر عموی قشنگم! در صورتی که ما هیچ نسبتی با هم نداشتیم ولی ایشان چنین چیزی را نوشته بود.
*تئاتر، کنسرت، سینما، کافه، سفر و خرید کردن را بر حسب علاقه مندی خودتان اولویت بندی کنید.
سفر، تئاتر، کنسرت که البته بستگی به خواننده دارد، کنسرت و سینما در یک رده قرار می گیرند و خرید کردن هم در آخرین سطح از این رده بندی لست.
*یک آرزوی عجیب برای خودتان در رابطه با بازیگری؟
نمی فهمم منظورتان از آرزوی عجیب چیست اما فکر می کنم ترجیح می دهم نقش های متفاوتی را بازی کنم و دوست دارم نقش هایی را بازی کنم که سن آنها خیلی با سن واقعی خودم متفاوت باشد، کاراکترهایی که خیلی متفاوت باشند، البته این آرزوی عجیبی نیست و این یک آرزوی نرمال در رابطه با بازیگری است، همین!
*اگر بازیگر نمی شدید چکاره می شدید؟
باز هم بازیگر می شدم، بازیگری تنها شغلی بود که دوست داشتم انتخاب کنم.
*پیشنهاد می دهید مصاحبه بعدی ما چه کسی باشد؟
دلم می خواهد مصاحبه بعدی شما با دوست عزیزم «مارال فرجاد» باشد که خیلی دوستش دارم، هم بازیگر خوبی است و هم در زندگی شخصی بسیار دختر قوی است، دلم می خواهد با مارال فرجاد مصاحبه کنید.