


سکانسهای اکشن با سامان صفاری!
حاضر نيستم کس دیگری این نقش را بازی کند چون آن را دوست دارم.
فیلمنامه را خواندم و به نظر من عالی و پرمخاطب بود، جواد خان شخصیت پر پیچ و خمی را به من پیشنهاد داد و برای من که نقشهای فان کار می کردم این یک چالش بود.
بلاک!
در شبکه مخفی زنان که گروه موسیقی ولشدگان در خواست مجوزش داشتند، می خواستم که مثل من صدای بوقلمون در بیاورند که مجوزشان را صادر کنم!
بستگی به روند قصه و تاثیرگذاری آن دارد، کلا اشک من در مشکم است.
بیشتر کیانا بازیگر است.
رگه هایی از بازی من در او وجود دارد ولی من مطرح نکرده ام.
جوانتر که بودم زیاد با مزه بازی درمی آوردم ولی الان مشکلات مردم و جامعه دل خوش برای آدم نمی گذارد.








دخترم، به خاطر اینکه الان همه چیز در دسترس است، مثلا می تواند روزی حداقل دو تا کار ببیند یا در راستای کار خودش یک سرچ کند و همه چیز دست او بیاید، البته اگر عاشق باشد و تلاش و صبوری من را داشته باشد، یادم می آید در دهه شصت برای نمایشی که در تهران روی صحنه می رفت ما از کرمانشاه می آمدیم کار را می دیدم و برمی گشتیم، این یعنی عشق.
خیر ولی اگر نیاز داشته باشد و از من بخواهد با افتخار.
نیم قرن تلاش!
سه لاو له هه مو کورده واری له کوردی شکاک و سوران تا کلهر و گوران.
پیشنهاد می دهم پارتی بازی کنید و با «کیانا سپهری» گفتگو کنید.