سکوت فرم

سکوت فرم، فریاد محتوای بی عمق

سکوت فرم، فریاد محتوای بی عمق

تکنولوژی
 

پیشرفت نرم افزاری و سخت افزاری در |(صنعت سینما) که باعث سهولت و آسانی کار شده است، اما الزاما باعث بهبود و کیفیت کار نیست . وقتی هنری یا صنعتی به راحتی در دسترس همگان قرار می گیرد و به کارگیری عوام را به دنبال دارد. این موجب آن می شود که با دانش کمتر یا حتی بی دانشی بتوان اثری را تولید کرد، فناوری و تکولوژی و دیجیتالی شدن سینما اینگونه شده که برای هنرمند کاربلد، سهولت کار و ابزاری در خدمت دانش سینمایی اوست ولی رویه بدش دوربین و امکانات صدابرداری و مونتاژ ، به راحتی در اختیار همگان قرار گرفته که فی النفسه بد نیست؛ اما به شرطی که عام از دانش و فن تهی نباشد یا حداقل در طی کسب آن باشد.

گرامر سینما

سینما از بدو پیدایش تا به حال به مرور تکامل یافته و دارای زبان و قواعد خود گشته ، فارغ از هر سبک و شیوه و جنبش و گرایشی، بحث اصلی من دو مؤلفه فرم و محتواست . مبحث محتوا خارج از بحث این مطلب است که فراخوان شرایط جغرافیایی، محیطی و فرهنگی هر دوران دستخوش حوادث و زیست بوم میشود. اما فرم در (دیدگاه بیان محتوا) دغدغه اصلی این مطلب است که به شدت تهی و فقیر گشته در سینمای ایران ، که علت اصلی آن کم دانشی و ندانستن گرامر و قواعد کارگردانیست، زیرا با تکنولوژی و سهولت ، فیلمسازی برای همگان آسان گشته ، مانند جهش بلندی از حیاط به پشت بام بدون طی کردن پلکان این قواعد.

سینمای ایران

اکثر فیلمسازان جدید الورود حتی شناختی از تاریخ سینما و شکل گیری آن ندارند ، به همین دلیل قوت و اتکای خود را بر محتوا گذاشته و اینکه « چه بگویم» غافل از اینکه «چگونه بگویم» اصلی مهم در سینماست. چه بگویم را میتوان به صورت نوشتاری انتشار داد، اما وقتی قرار است به مدیوم سینما ورود کنیم باید بدانیم که چگونه بگوییم ، سینما زبان خاص خود را دارد. تقریبا تمام فیلم ها  تصویر برداری شده از فیلمنامه بدون داشتن ایده کارگردانی، دکوپاژ ، میزانسن و ترکیب بندی، حتی گرفتن سکانس پلان های طولانی دوربین روی دست هیچ کدام از آن نگاه عمق میدان و تک برداشت های بلند بازن نیست ، یا کات های بی دلیل که آنها از دانش مشت آهنی آیزنشتاین نمی آید. از این رو فرم رو به فراموشی است. زبان سينما الکن شده به علت نداشتن آگاهی و دانش دکوپاژ و میزانسن تقطیع نماها بدون فکر است در پیوند که هیچ در ترکیب بندی نیز فاقد زیبایی شناسی است. سرهم بندی پلانها و برداشت های بلند از سر تفکر و عقیده نیست، از این بابت است که مهارت دکوپاژ و تقطیع را ندارند. در این فیلم ها که اکثرا قصه و داستان های خوبی دارند

ما مشاهده می کنیم که فرم و فرم روایتی درستی نداریم. محتوا چیزی می گوید اما فرم نداشته هیچ چیزی برای بیان ندارد ، سپس منتقد ما مجبور است فقط قصه فیلم را نقد کند . گاهی هم بازیها را و مخاطب قصه محور میشود و فرم فراموش می شود. شاید این ایراد را بشود به منتقدان هم گرفت که چرا در مواجهه با این الکنی فرم و کارگردانی در سینما سکوت کرده اند. تمام ذهن خود را معطوف به نقد محتوا و پرداختن به قصه نموده اند و این فقر و فقدان را فریاد نمی کنند. این نقد من به سینمای جدی ایران است ،زیرا سینمای بدنه را که اصلا نمی توان فیلم دانست. از این رو سینمای بدون دانش و فهم سینما و  کارگردانهای کار نابلد که حتی علاقه ای به ارتقای دانش یا حداقل مرور تاریخ سینما و یادگیری تئوریهای اولیه آن را ندارند رو به خاموشی و سکوت است.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *