


سحر گلشیرازی، متولد بیست و سه دی هزار و سیصد و هفتاد و چهار، اصفهان، کارشناسی کارگردانی نمایش از دانشگاه سوره، بازیگر تئاتر و سینما.
بله من در نقش گرداننده عروسک روی صحنه تئاتر حضور داشتم که بسیار شگفت انگیز بود، به وجد آمده بودم و در آن سن کم تلاش می کردم هیجانم را کنترل کنم.
مادرم متوجه استعداد و علاقه من شده بود و می خواست من را به کلاس بفرستد ولی کلاسهای در حال برگزاری در رده سنی بالای پانزده سال تشکیل می شد و من فقط دوازده سال داشتم، سال بعد زمانی که با تاکسی به سمت میدان نقش جهان اصفهان می رفتیم با کارگردانی آشنا شدیم که من را برای عروسک گردانی نمایشش پذیرفت.
نمایش خانگی، سینما، تئاتر و تلویزیون.
می تواند چیزی شبیه نقش «شارلیز ترون» در فیلم «هیولا» باشد.
در سوال تناقضاتی وجود دارد، فکر می کنم برای یک اجرای خوب تماشاگران مشتاق هستند و قطعا سالن خالی نمی ماند.
معمولا تمرین های زیادی پیش از اجرا برگزار می شود که تپق و خطا را به حداقل می رساند ولی خب من از بداهه پردازی لذت می برم و اگر شرایطش پیش بیاید انجام می دهم.
من از حضور اساتیدم در اجراها لذت می برم و فکر می کنم آنها مرا می بینند و می توانند در پیشرفت مسیرم به من کمک کنند، ایراداتم را بگویند و اصطلاحا اصلاحم کنند، اساتیدی مثل علی ژکان، محمدرضا دلپاک، رضا صمدپور، یوسف پاپیری، اشکان خیل نژاد، ایوب آقاخانی، سعید بهنام، اصغر نوری و…
تئاتر یعنی جان بخشیدن به واژه ها روی صحنه، جایی که احساس، خیال و واقعیت در آغوش هم داستانی را زندگی می کنند.
در تئاترشهر اجرا داشته ام پس مشتاقم اجرایی در برادوی داشته باشم.
سرکار خانم «نسا یوسفی» که سالهاست در نمایشهای مختلف ایفای نقش کرده است.