شهروز دل افکار | کارگردان و بازیگر

درباره سریال بازنده

درباره سریال «بازنده» اثر امین حسین پور :

پرفکت ! 

در این هفته های تولیدهای بی محتوا و بی سر و ته نمایش خانگی که قابل دفاعترین آنها جوکر است، بازنده یک شاهکار محسوب میشود تازه ترین ساخته امین حسین پور که می توان آن را در یک کلمه توصیف کرد، پرفکت!
بازنده یعنی پکیج کامل یک اثر خوب، از متن تا تصویر و از بازی ها تا کارگردانی، داستانی که در عین سادگی آنقدر پیچیده است که شاید به راحتی نتوانید ادامه ماجرا و قسمتهای پیش رو را حدس بزنید، اثری که بدون تردید و برخلاف بسیاری از محصولات تولید شده در این روزها حاصل بارها و بارها دوباره نویسی تمام دیالوگها است، پشت آن فکر بوده و قطعا برای خلق آنها زمان و ارزش بسیاری گذاشته اند تا امروز هیچکدام از سکانسهای آن با تیتر گافهای سریال بازنده و ایرال نشود
انگار یک سریال خارجی را در قلب تهران تولید کرده اند!

شاید برایتان عجیب باشد که اکثر این تصویرهای تماشایی و بکر در لوکیشن هایی فیلمبرداری شده که دکور آنها مختص این اثر ساخته شده اند، گرچه تصاویر چشم نواز هستند اما تنها برای خوشگل تر شدن کار گرفته نشده اند، مثلا تماشای تصویر رویا جاویدنیا و سارا بهرامی از بین شعله های شومینه اتفاقی نیست، تماشای بیهوش شدن صابر ابر از درون کیسه حمل جسد یا تماشای مرگ سعید از نگاه چشمهای قاتل، در نتیجه نگاه مخاطب به اکتهای متفاوت از زاویههای خوب اتفاق می افتد، انگار همه چیز از قبل در ذهن کارگردان تصویر سازی شده است.


پلان به پلان! همه چیز تقریبا به جا است، مثل انتخاب بازیگرها هوشمندانه، یک پازل درست! چه کسی بهتر از رویا جاویدنیا می تواند نقش یک خانم مسن سرد را اینقدر خوب بازی کند؟ قطعا علیرضا کمالی برای اینگونه نقشها آفریده شده و سارا بهرامی و پیمان قاسم خانی با این کاراکترها در خاطر خواهند ماند، محمد علی محمدی باید آنجا قرار داشته باشد و صابر ابر هر چند شبیه همیشه اما این دفعه به نقش میخورد، صدف اسپهبدی بعد از علفزار حالا در یک نقش جدی مهم دیگر که احتمالا پررنگ تر خواهد شد و شخصیتهای کمرنگ تر هم به حال خود رها نشده اند، مهدی ،رکنی سپیده مولوی، الهه اذکاری، علی مردانه کودکی های سارا بهرامی، ترنم کرمانیان! با این رویه باید منتظر یک امیر غفارمنش متفاوت هم باشیم…
بازنده را میتوان جایگزین کلمه احترام به مخاطب در لغت نامه دهخدا کرد! اثری که شما را دچار یک پارادوکس عجیب می کند که ای کاش این سریال هیچوقت تمام نشود و یا اینکه بهتر است خیلی طولانی نباشد تا اسیر یکنواختی و تکرار مکررات نشود! حتما در پایان قسمت پایانی، دوباره از بازنده خواهیم نوشت…

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *