


حس خوبی دارم، چون دوباره به مسیری برگشته ام که همیشه برای من باارزش بوده است؛ بازیگری و فیلمسازی، این روزها بیشتر از قبل خودم را باور دارم.
اگر بتوانم در پروژه ای بازی کنم که چالش برانگیز باشد و فرصتی برای نشان دادن تمام توانایی هایم ایجاد کند، واقعا ایدهآل خواهد شد.
دلایل زیادی داشت؛ از جمله مشکلات مالی، دور شدن از شبکه های ارتباطی و کمی ترس از تکرار تجربه های سخت گذشته. اما این وقفه به من فرصت داد تا خودم را دوباره پیدا کنم و با انگیزه بیشتری برگردم.
دوست دارم نقش زنی را بازی کنم که درونش تضادهای زیادی دارد؛ شاید زنی که در عین عشق به خانواده، با بخش های تاریک وجودش هم دست و پنجه نرم می کند.
سکانسی که مازیار کار پیدا کرده و برای همه گل گرفته است، می خواهد به «شادی» گل بدهد، حبیب با حرفهایش حسابی خرابکاری می کند ولی شادی سعی می کند نگاه مثبتی به قضیه داشته باشد که سکانس شیرینی است.
«چهره ها و داستان ها»؛ چون به نظر من جذابیت یک هنرمند بیشتر در قصه ای است که پشت زندگی و کارهایش دارد.






جذابترین: هدیه تهرانی
سختکوشترین: محسن تنابنده
مهربانترین: زنده یاد عزت اله مهر آوران
خوش لباسترین: پریناز ایزدیار
حرفه ای ترین: پیمان معادی
صمیمی ترین: باران کوثری
جنجالیترین: زهرا امیرابراهیمی
سلبریتی ترین: گلشیفته فراهانی
آیدای عزیز، بیشتر به خودت اعتماد کن. اشتباه کردن بخشی از رشد کردن است، پس از آن نترس. مسیرت را دنبال کن، حتی اگر سخت باشد، چون در نهایت خوشحالی ات در همان راه است.
شاید نه به معنای مرسوم آن، اما اگر بتوانم با کارهایم الهام بخش دیگران باشم، همین برایم کافی است.
«مبارز» ؛ چون هر بار که زمین خوردهام، دوباره بلند شدهام و برای رویاهایم جنگیده ام.
الان به خودم نمره «شش» می دهم چون توانایی ام را باور دارم اما هنوز جا برای رشد و یادگیری دارم.
سوال: اگر فرصت ساخت یک فیلم شخصی داشته باشید، درباره چه خواهد بود؟ جواب: درباره زنی که پس از سالها مبارزه با ترس ها و شکستهایش، تصمیم می گیرد دوباره رویای قدیمی اش را دنبال کند و این بار زندگی را از نو بسازد.
کسی مثل «باران کوثری» که هم استعداد و هم جسارتش در انتخاب نقش ها ستودنی است.