
نادر فلاح | کارگردان نمایش
- بلاگ, روی صحنه, ماهنامه 14
- 14 بهمن 1404
گفتگوی سلبریتی ها با «نادر فلاح» کارگردان نمایش «ببر سفید بنگال»
من «سلبریتی» نیستم!
اولین تجربه روی صحنه تئاتر را یادتان می آید، منظور من آن لحظه اولین ورود است، چه حسی داشت؟
اولین تجربه روی صحنه رفتن من برمی گردد به سال شصت و هشت که آن تجربه خیلی تجربه هیجان انگیز و لذت بخشی بود، اگر اینطور نبود من اصلا نمی توانستم این همه سال دوام بیاورم و هنوز که هنوز است در خیلی از اجراها همان حس به سراغ من می آید، وقتی آدم روی صحنه تئاتر می رود و برای مدتی در شرایط زیست یک انسان دیگر و در مراوده با آدمهای دیگر قرار می گیرد تجربه غریبی است، برای من این تجربه اولین بار بسیار لذت بخش، عجیب و پر از کشف و جستجو بود.
و امروز در بازیگری از یک تا ده به خودتان چه نمره ای می دهید؟
به نسبت بازیگران درجه یک جهان که در قله بازیگری هستند به خودم نمره یک می دهم ولی به نسبت بازیگرهایی که در ایران وجود دارند و با هم همکار هستیم به خودم نمره هفت می دهم.
بازی یا کارگردانی کردن در یک اجرای بد با یک سالن پر از تماشاگر یا یک اجرای خوب با سالن خالی، کدام را ترجیح می دهید؟
اجرای خوب در یک سالن خالی!
در تئاتر ایران، کدام دروغ بزرگ وجود دارد که کسی جرات به زبان آوردن آن را ندارد؟
این دروغ همان چیزی است که در خیلی از موارد دیگر هم وجود دارد، اینکه تئاتر هم از نظر من مافیایی دارد که آن مافیا از بیرون آن را کنترل می کند، تعداد زیادی از این مافیا خود هنرمندان هستند و تعدادی هم برای جاهای دیگری هستند که وظیفه آنها کنترل همه پدیده ها از جمله تئاتر در ایران است، به نظر من این ماجرا فقط مربوط به شورای نظارت نیست و اتفاقا مدتی می شود که شورای نظارت خیلی خوب عمل می کند و تئاترها را کمتر سانسور می کند! حالا نمی دانم چه شده که میزان سانسور تئاترها اینقدر کم شده که البته این خیلی عالی و نشانه خوبی است و باید به شورای نظارت دست مریزاد گفت که امروز با دید بازتری به تئاتر نگاه می کند، به نظر من سیاست کنترل تئاتر جای خودش را عوض کرده و از جاهای دیگری مخفیانه تماشاگر، بلیت فروشی و تبلیغات را کنترل می کند و شیوه های پیچیده ای هم دارد که بعضی وقتها اصلا نمی شود از آن سر در آورد.
اگر قرار باشد تنها یک بار دیگر روی صحنه بروید، چه متنی و چه نقشی را انتخاب میکنید؟
من این روزها دل و دماغ ندارم چون حس می کنم دیگر تئاتر کار کردن در این مملکت بی فایده است! تئاتر مخاطب خودش را از دست داده است و مخاطب تئاتر عده ای شده اند که دنبال چیزهای دیگری در تئاتر هستند، یا باید در سطح همان ها تئاتر کار کرد یا اگر بخواهید خودتان با ایده های خودتان کار کنید تنها می مانید و سالن شما هم خالی می ماند، من این روزها خیلی دل و دماغ تئاتر ندارم و جواب سوال شما این است که هیچ متن و هیچ نقشی را انتخاب نمی کنم.
اگر یک بار دیگر متولد شوید، ترجیح میدهید در همین زمان و مکان باشید یا در دوره ای دیگر؟
قطعا ترجیح می دهم در زمان و مکان دیگری و با شغل و تفکرات دیگری متولد شوم.
چه کسی در زندگی شخصی و هنری تان بیشترین تأثیر را روی شما گذاشته است؟
از آدمها و اساتید متعددی در زندگی هنری خودم تاثیر گرفته ام ولی قضیه زندگی شخصی و زندگی هنری من فرق دارد، در زندگی شخصی من انسان بزرگواری وجود دارد که بسیار بسیار روی من تاثیر داشته است ولی در زندگی هنری من اولین استادم آقای مهدی ثانی بسیار چیزها به من آموختند که در طول زندگی هنری به کار من آمده است، بعد از آن هم آن دو سه سالی که با حامد محمد طاهری کار کردم که آن هم خیلی موثر بود.
در پایان این مسیر، دوست دارید با چه تصویری از خودتان در ذهن دیگران باقی بمانید؟
دوست دارم تصویر منصفانه و عادلانه ای از من در ذهن دیگران باشد، نه تصویری که آدمها از سر حسادت و خشم در ذهنشان ساخته باشند، اگر بد بوده ام عادلانه بگویند بد بوده و اگر خوب بوده ام عادلانه و منصفانه بگویند که خوب بوده است.
تئاتر را در یک جمله برای ما تعریف کنید.
تئاتر یک شغل است.
پیشنهاد می دهید مصاحبه بعدی ما با چه کسی باشد؟
پیشنهاد ویژه ای ندارم، بسیار کسانی هستند که مصاحبه کردن با آنها برای مجله شما بسیار ارزشمند است، سلبریتی هم نیستند و ممکن است همین اسم سلبریتی مجله شما یک مقدار آدمها را پس بزند، الان من خودم را سلبریتی را نمی دانم ولی شما دارید با من مصاحبه می کنید، سلبریتی ها یک کمی پس زننده است و کسی به ذهن من نمی رسد.