
یوسف مرادیان | بازیگر
گفتگوی اختصاصی سلبریتی ها با «یوسف مرادیان» بازیگر تئاتر و سینما تلوزیون
در سینمای امروز میزان فروش «بلیت» مهم است !
شما یکی از سلبریتیهای ما در سالهای نه چندان دور هستید که امروز نسبت به آن دوران کمرنگ تر شده اید، این اتفاق تعمدی بوده است؟
می شود گفت که ما در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد به معنای واقعی کلمه آن سینما را داشتیم، سینمایی که سینمای اجتماعی، معناگرا و قصه محور بود. فکر میکنم از اوایل دهه هشتاد و در واقع بیشتر از یک دهه می شود که سینمای ما به سمت سینمای کمدی رفته است به این دلیل که خیلی از تهیه کننده ها احساس می کردند که آن فیلم ها بیشتر می فروشد و حالا اینکه تا چه مقدار این فیلمها برای آنها بار محتوایی دارد و تا چه حدی این کارها از لحاظ اجتماعی دارای ارزش هستند به ضرس قاطع میگویم که اصلا مهم نبود برای آنها مهم میزان فروش بلیت ها بود، خیلی از همکارهای من در آن دوره تصمیم گرفتند که به آن سمت بروند و در آن زمینه فعالیت کنند ولی خود من شخصا نه ! طبیعتا من سینمایی که در آن کار کرده بودم ، در آن کاندیدای سیمرغ شده بودم جایزه گرفته بودم و با کارگردانهای بزرگی کار کرده بودم را دوست داشتم پس صبوری کردم و اتفاق بدی هم نیفتاد در طول این سالها آهسته و پیوسته کار کرده ام و اگر بخواهم صادقانه به شما بگویم هر کاری را انجام نداده ام، این روزها باز هم پیشنهاداتی دارم که طبیعتا چون کاری که دلخواه من باشند. نیستند باز هم صبوری خواهم کرد تا کاری را که باید انجام بدهم.
این فاصله گرفتن از آن شهرت چه حسی دارد؟
من همان موقع هم خیلی درگیر شهرت و اینکه اسم من سر زبانها و عکسم روی بیلبوردها و مجله ها باشد نبودم، چون به این باور دارم که اگر یک هنرمند یتواند مسیر درست را حرکت کند و بتواند کارهایی را انجام بدهد که شاخص باشند همه اتفاقات اتوماتیک وار خواهد افتاد، شاید ما یک دوره در سینما داشتیم که حاشیه سازی برای یک سری فضاها و اتفاقات باعث می شد که انسانها سر زبان باشند (مثل همین الان که شما اگر به فضای اینستاگرام دقت کنید خیلی از آدمهایی که درگیر این فضا هستند به خاطر اینکه دیده و شنیده بشوند و فالوور بگیرند حاضر هستند هر کاری بکنند حتی ممکن است خیلی از این کارها کارهای غیر اخلاقی و کارهایی باشند که باشان و اصالت ما و آنچه اسمش ایران است فاصله داشته باشد) به همین خاطر خیلی دغدغه آن را ندارم و قائل به این هستم که آنچه خداوند برای من در نظر گرفته قطعا برای من اتفاق می افتاد خودم هم آن ممارست و پشتکار را دارم و فضا را رها نکرده ام.

شما جدا از مقوله بازیگری خواننده هم هستید چه ترانه هایی بیشتر شما را جذب می کنند؟
در واقع می توانم بگویم من قبل از اینکه وارد سینما بشوم با موسیقی آشنا شدم و این به دوران کودکی من بر می گردد خیلی از بزرگان موسیقی مانند آقای ناصر چشم آذر، ستار اورکی، مجید رضا زاده و خیلی از عزیزان من را تشویق کردند که بخوانم و به من گفتند صدای شما صدایی است که ضرب خاص خودش را دارد و می توانید بخوانید، ولی از آنجایی که من قائل به این هستم که من یک بازیگر هستم و باز معتقد هستم که بازیگری همه رشته ها را پوشش می دهد پس در طول این سالها سعی کرده ام در کارهایی که بازی کرده ام بخوانم، مثل فیلم غزل یا یکی دو کار که بازی کرده ام و تیتراژ آنها را خوانده ام که هنوز آن کارها پخش نشده است، موسیقی را هم در کنار بازیگری دارم و همه این رشته ها به همدیگر وصل هستند سینما به عنوان هنر هفتم همه هنرها را پشت سر خودش پوشش میدهد و شما هر چیزی را بلد باشید در سینما می توانید از آن استفاده کنید دوست دارم کارهایی که می خوانم از لحاظ شعر و ترانه دارای معنی و مفهوم باشد و شاید این حس از همان سینما می آید که دوست دارم فیلمی را بازی کنم که فیلمنامه قوی داشته باشد یک کارگردان قوی آن را بسازد و همبازیهای من بازیگرهای قدری باشند.
اسم ترانه زندگی تان را چه می گذارید؟
امید!
دوست دارید با کدام خواننده ها کار مشترک اجرا کنید یا به قول معروف فیت بدهید؟
اسم ناصر عبداللهی را لطفا بنویسید و از آن طرفی ها هم داریوش که فکر می کنم ایشان یک صدای افسانه ای دارد و یک اتفاق تکرار نشدنی هستند.
و سوال پایانی اینکه قبول دارید یکی از خوش لباس های خوش چهره هنر ما هستید؟
ممنونم! این لطف و نگاه مهربان شماست ولی من قائل به این هستم که یک آرتیست و یک هنرمند حتما باید مراقب خودش باشد ورزش کند، خوب بخوابد مطالعه داشته باشد و از لحاظ فیزیکی هم به خودش برسد،من فکر می کنم یک هنرمند همیشه باید خودش را در یک شرایط ایده آل نگه دارد مگر اینکه نقشی به این هنرمند پیشنهاد بشود که برای آن نقش به او بگویند باید. چاق یا لاغر بشود، مثل اتفاقی که برای رابرت دنیرو افتاده و نشان داده است که این توانایی را دارند، من هم به این قضیه قائل هستم ولی باز هم می گویم این نگاه مهربان شماست.