کیمیا خلج |

کیمیا خلج | بازیگر

نمایش ایرانی در سایه درام های غربی !

پس از سفر ناصر الدین شاه به اروپا بود که یک سالن تئاتر در تهران تأسیس شد. در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی گروه هنر ملی با جذب برترین نمایشنامه نویسان کارگردانان و بازیگران به برقراری تئاتر در ایران کمک کرد سابقه نمایش در ایران به سالهای بسیار دور برمی گردد هیچکس به طور قطعی نمی تواند درباره نخستین نمایش حرف بزند اما چیزی که پر واضح است این است که نخستین نمایش ها در ایران با گونه های بومی ظاهر شده اند به طور مثال «نقالی» یک هنر بومی داستان گویی است که در ادامه بسیاری از شیوه های نمایشی مدرن نیز وام دار آن بوده اند عروسک گردانی نیز از گونه های نمایشی بومی است که با گذشت زمان و گسترش شاکله اش به یک شاخه بزرگ و ارزشمند در حوزه هنرهای نمایشی تبدیل شده است در ادامه نمایش های مذهبی نیز تاثیر به سزایی در شکل گیری ساختار نمایش ایرانی داشته اند.

به طور مثال تعزیه نقشی قابل توجه در تئاتر ایران داشته است طوری که لوئیس پلی از سردمداران پادشاهی بریتانیا و ایرلند در کتابش درباره مجالس تعزیه تحت عنوان نمایش آیینی حسن و حسین (ع)» می گوید: «اگر موفقیت نمایش را با تأثیراتی که بر مخاطبانش بر می انگیزد ارزیابی کنیم هیچگاه هیچ نمایشی از تراژدی که در عالم اسلامی تحت عنوان تراژدی حسن و حسین (ع) شناخته میشود پیشی نگرفته است.

از قرن نوزدهم به بعد تولید درام های غربی در ایران رواج یافت و نمایش ایرانی به مرور در سایه نمایشهای غربی قرار گرفت به طوری که در زمانه معاصر و در بین کارگردانهای به نام کمتر کسی به سراغ شیوه های کهن بومی و نمایشنامه های ایرانی می رود صرف نظر از تغییر ذائقه مخاطب به نظر میرسد بحث سانسور و ممیزی ها در تئاتر در حوزه نمایش ایرانی بسیار پیچیده تر است برای مثال اگر شما فردی قاتل و دزد را در جغرافیای نامعلومی هر جا به جز ایران معرفی کنید لازم نیست به سبقه و چرایی همه رفتارهای کاراکترتان فکر کنید در صورتی که همین قاتل اگر در متن شما در جامعه ایرانی باشد شما باید به خطاهای او در پنج سالگی اش هم فکر کنید چرا که به زعم بسیاری از عزیزان هر چیز ممکن است تداعی کننده چیز دیگری باشد و مفاهیم مختلفی را شامل شود از طرفی بسیاری از متن ها و نمایشنامه های درخشان از نمایشنامه نویسان ایرانی قدیمی تر مثل عباس نعلبندیان و… در حال حاضر مجوز اجرا نخواهد داشت و این نکته دقیقا مربوط به همان بحث همذات پنداری جامعه ایرانی و تیغ سانسور و ممیزی است که قبل تر درباره آن حرف زدیم.
از دیگر اتفاقهای فاجعه بار مارکت تئاتر حال حاضر این است که تهیه کنندگان تئاتر با پرداخت مبلغ ناچیزی گاها هیچ مبلغی به انتشارات برای ترجمه متون خارجی نمایشنامه را تهیه می کنند این در حالی است که برای تالیف و نوشتن نمایشنامه توسط نمایشنامه نویس باید برای او حقوق بیشتری را متصور شد که متاسفانه این امر اتفاق نمی افتد و شاید یکی از دلایل کم کاری بسیاری از نمایشنامه نویسان همین باشد بررسی معایب و در سایه ماندن نمایش ایرانی بسیار مفصل است که در انتها باید بگوییم با وجود کارگردانها و نمایشنامه نویسان موفق و به نام در حوزه نمایش ایرانی درام غربی این روزها پیشتاز میدان است.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *