


برای زمزمه کردنهای گاه و بی گاه در خلوت یکی از آثار خودم به اسم تمنا را که با پیانو در سن شانزده سالگی ساخته ام و در آلبوم راز باغ منتشر شده زمزمه می کنم.
رنگ تمنا که آرم رادیو پیام است.
دیه گو آرماندو مارادونا.
اگر موزیسین نمی شدم کارتن خواب میشدم! چون کار دیگری نمی توانستم انجام بدهم هیچکاره می شدم ! اصلا زندگی نمی کردم و زندگی نداشتم که بتوانم کار دیگری بکنم.
من خودم را خیلی دوست دارم اصلا نمره ندارد و اینکه مردم هم من را دوست دارند از آنها سپاسگزاری می کنم.
صبر و حوصله، یکی از ویژگی های من صبر است. دوازده ساعت شنیدن صدای درسهای بچه ها فقط صیر می خواهد.
شادمهر عقیلی خیلی هنرمند.
داریوش خاطرات دبیرستان و برای من قابل احترام.
محسن نامجو با ایشان برخورد نداشته ام و آهنگهایشان را هم گذرا شنیده ام. چون ایشان را زیاد نمی شناسم پس نظری ندارم!
انوشیروان روحانی برترین موزیسین ایران از هر نظر

من سامان احتشامی هستم.
اسم کتاب خاطراتم را می گذارم: سامان احتشامی.
بهترین خواننده هایده ، بهترین موزیسین انوشیروان روحانی و بهترین ترانه سرا هم تورج نگهبان.
خانه خودمان که با همسرم آنجا زندگی میکنم. منزل اجاره ای خودم.
باشکوه ترین لحظه در سن هقده سالگی اتفاق افتاد که استاد همایون خرم با من تماس گرفتند و از من خواستند که ایشان را در کنسرتی در تالار وحدت همراهی کنم ، این بسیار سکوی پرتابی در زندگی من بود و زندگی هنری من با اعتماد استاد همایون خرم در هفده سالگی شکل گرفت. من چون خیلی کنسرت داشته ام و اثر منتشر کرده ام پس خیلی لحظات باشکوهی در زندگی داشته ام اما الآن فقط و فقط سلامتی خودم و همسرم و دو تا گربه هایم برای من مهم است. اینکه همه مردم خوشحال باشند و من هم تا آنجا که میتوانم برای مردم مفید باشم.
اسم آن را می گذارم زندگی اصلا اثری به نام زندگی دارم که در یکی دو آلبوم منتشر شده و در کتاب من هم قرار دارد.
یک کتاب نوشته ام به نام ده قطعه از سامان احتشامی که در این کتاب هم فیلمهای من وجود دارد. هم صدا و هم نت ده اثر از من که هیت شده و مردم آنها دوست داشته اند و شاگردانم هم دوست داشته اند آنها را اجرا کنند انتخاب کرده ام ، با وسواس بسیار خاصی آنها را نوشته ام که توسط آقای فرزاد بوستانچی نت نویسی شده و انشالله در اسرع وقت منتشر خواهد شد.