پگاه موسوی

پگاه موسوی | ترانه سرا

گفتگوی اختصاصی «سلبریتی ها» با «پگاه موسوی»

 

این ترانه تمام شرایط «ماندگاری» را داشت

پگاه موسوی، متولد بیست و سه تیر هزار و سیصد و شصت و یک، زاده لرستان، ترانه سرا.

یادتان هست با کدام ترانه معروف شدید؟

اولین ترانه من که معروف شد و خوشبختانه همه آن را دوست داشتند، ترانه «عادت» بود که شادمهر عقیلی آن را اجرا کرد، با مضمونی که می‌ گوید: آغوشتو به‌ غیر من به روی هیچکی وا نکن / منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن.

پانزده سال از پخش این ترانه می گذرد و این ترانه برخلاف خیلی از کارهای مصرفی هنوز برای مردم تازگی دارد، فکر می کنید دلیل آن چه باشد؟

به نظر من دلیل محبوبیت این ترانه این بود که تمام شرایط محبوبیت و ماندگاری را داشت، یعنی یک پکیج کامل که هم موسیقی بسیار زیبایی داشت، هم ترانه‌ خیلی عاشقانه و خاص بود (البته حمل بر خودستایی نشود) و دلیل مهم دیگر، اجرای بسیار زیبای خواننده است، خلاصه اینکه هر چه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.

نوشتن این ترانه چطور اتفاق افتاد؟

این ترانه را زمانی نوشتم که از لحاظ احساسی در شرایط خاصی قرار داشتم، خیلی دلی شروع به نوشتن احساساتم کردم و ترانه «عادت» زاده شد.

و همکاری با شادمهر چطور شکل گرفت؟

وقتی که این ترانه را نوشتم، احساس کردم که با صدا و موسیقی شادمهر می‌ تواند کار زیبایی بشود، این ترانه را برای ایشان ارسال کردم و خیلی زود در ایمیل جواب من را دادند و نوشتند که ترانه را دوست دارند و می‌ خواهند روی آن کار کنند، خیلی سریع همه چیز پیش رفت و تقریباً یک ماه بعد با ویدئو کلیپ به بازار آمد، همکاری ما اینگونه شروع شد.

چرا این همکاری فقط در حد همان یک ترانه باقی ماند؟

اتفاقاً همکاری ما قرار بود که بیشتر باشد و چند ترانه دیگر هم از من گرفته بودند اما به دلایلی من این همکاری را لغو کردم، اجازه بدهید این سؤالتان را بی‌ جواب بگذارم!

 

شادترین و غمگین ترین ترانه تان از نظر خودتان کدام ها هستند؟

در واقع ترانه‌ های شاد من به تعداد انگشت شمار هستند، شاید سه یا چهار ترانه داشته باشم که مضمون شاد دارند، مثلاً در یکی از آنها می‌گویم: واسه من مثل یه خوابه این شروع بی‌ بهانه / کشف احساس کسی که منو می‌خواد عاشقانه / اون که اسمش رو لبامه، اون که عکسش تو چشامه / ون که من براش می‌میرم، منو می‌خواد هم صدامه. می‌ توانم بگویم این یکی از ترانه‌ های شاد من است و غمگینترین ترانه من ترانه‌ ای است که می‌ گویم: وارم می‌سوزم از دوریت، چه روزهای بدی دارم / بیا برگرد و باور کن دیگه تنهات نمی‌ ذارم / می‌ دونم با تو بد کردم، می‌ دونم که خطاکارم / ولی حالا پشیمونم، تو رو هر لحظه کم دارم / این ترانه حس غم زیادی برای خود من دارد، چون داستان غمگینی پشت این ترانه بود.

چهار خواننده که دوست دارید با آنها همکاری کنید ولی هنوز فرصت آن پیش نیامده است؟

من همیشه دوست داشتم با خانم «گوگوش» همکاری کنم، البته استارت این همکاری خورده شد و ترانه‌ ای از من را انتخاب کرده اند اما هنوز به مرحله اجرا نرسیده است و نمی‌ دانم آیا روزی می‌ رسد که آن ترانه را با صدای خانم گوگوش بشنوم یا نه، برای من مهمترین خواننده‌ ای که دلم می‌خواهد با او کار کنم خانم گوگوش است.

و دوست داشتید کدام ترانه از کدام ترانه سرا را شما نوشته بودید؟

ترانه «هجرت» از شهریار قنبری که خانم گوگوش خوانده اند و با این جمله شروع می‌شود: با سقوط دستای ما در تنم چیزی فرو ریخت.

اگر یک نفر ترانه شما را با نام خودش منتشر کند عکس العمل اولیه شما چه خواهد بود؟

قطعاً خیلی ناراحت می‌ شوم و از آن شخص می‌ خواهم که این کار را ادامه ندهد و اسم خود من را به عنوان صاحب اثر اعلام کنند، در صورتی که این کار را نکنند از طریق قانون اقدام خواهم کرد.

یک آرزوی دست یافتنی و یک رویای دست نیافتنی برای شما چیست؟

من آرزوهای دست یافتنی خیلی زیاد دارم و نمی‌دانم کدام‌ یک را بگویم، اما یک آرزوی دست نیافتنی دارم و آن برگشتن به گذشته است. دلم می‌ خواهد به گذشته برگردم و خیلی کارها را انجام ندهم یا خیلی کارها را انجام بدهم.

تا امروز چند ترانه از شما منتشر شده است؟

تا به امروز ترانه‌ های زیادی از من انتشار پیدا کرده اما من اصولاً اعتقاد دارم که تعداد کار مهم نیست، کیفیت کار مهم است. به قول معروف: کم گوی و گزیده گوی چون در! من همیشه ترجیح می‌ دهم کم کار کنم، اما کارهای من ماندگار باشند.

اسم ترانه زندگی خودتان را چه می گذارید؟

به آن فکر نکرده ام و چیزی در ذهنم نیست، نمی‌دانم! اما سعی می‌ کنم بعد از این به آن فکر کنم، شاید در مصاحبه بعدی بتوانم به این سوال شما جواب بدهم.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *