
سید مهدی موسوی | شاعر
گفتگوی اختصاصی «سلبریتیها» با «سید مهدی موسوی»
میخواهم برگردم و به کتابفروشیهای «انقلاب» سر بزنم …
سیدمهدی، موسوی، متولد ده مهر هزار و سیصد و پنجاه و پنج، تهران، دکترای داروسازی، شاعر، نویسنده، منتقد و ترانه سرا.
*یادتان هست با کدام اثرتان معروف شدید؟
من تقریبا از آغاز دههی هفتاد توانسته بودم خودم را به عنوان یک شاعر و داستاننویس در محافل ادبی مطرح کنم، اما به عنوان یک ترانه سرا فکر میکنم با انتشار موزیک «شاعر تمامشده» در میان مخاطبان موسیقی شناخته تر شدم.
*و شما الان جزو سلبریتی های ادبیات ما هستید؟
در ادبیات بله چون واقعا محبت و لطف مردم در این چند دهه بینظیر بوده اما اگر بخواهیم با استقبال مردم از هنرمندان در حوزههایی مثل سینما و خوانندگی مقایسه کنیم، ما شاعران و نویسندگان پرطرفدار خیلی هم سلبریتی نیستیم.
*شادترین و غمگین ترین اثرتان از نظر خودتان کدام ها هستند؟
متأسفانه کار «شاد» ندارم، اما شاید بتوان از لحاظ مضمونی، موزیک «وحشیانه» را شعری شاد دانست یا آثاری مانند «بغلم کن» و «به تو فکر کردم»، البته باز هم ریتم و اجرای این آثار، بهمعنای عام آن، شاد نیست.
غمگینترین را انتخاب کردن هم دشوار است چون رنج و اندوه، سوژهی بسیاری از اشعار من بوده است. اما شاید «چمدان» یا «شاعر تمامشده» یا «لحظهی آخر» برایم غمگینترین باشند.
*و کاری دارید که از نوشتن آن پشیمان شده باشید؟
هرگز کاری نبوده که از نوشتنش پشیمان شده باشم، ولی گاهی از همکاری با بعضی خوانندگان پشیمان شدهام و امروز ترجیح میدهم آن ترانه را فرد دیگری اجرا میکرد.
*در کارنامه هنری شما آثار ماندگار بسیاری وجود دارد، چهار اثر که خودتان بیشتر دوست دارید کدام ها هستند؟
در آثار اجرا شدهام: بعد از تو، شاعر تمامشده، شبیه بولدوزرم و محرمانه و در میان کتابهایم: فرشتهها خودکشی کردند، پرنده کوچولو نه پرنده بود نه کوچولو، هزار و چند شب، دلقکبازی جلوی جوخهی اعدام.

*گهگداری ترانه می نویسید، چهار خواننده که دوست دارید با آنها همکاری کنید ولی فرصت آن پیش نیامده چه کسانی هستند؟
واقعا سخت است، چون جز «داریوش»، بسیاری از بزرگانی که علاقه داشتم با آنها همکاری کنم مثل «فرهاد»، «شاهرخ»، «هایده»، «فرامرز اصلانی» و… متأسفانه درگذشتهاند.
*دوست داشتید کدام ترانه از کدام خواننده را شما نوشته بودید؟
زیاد هستند مثلا «پوست شیر» و «یاور همیشه مؤمن» و «مرد من» از ایرج جنتی عطایی یا «هفتهی خاکستری» و «لالایی» شهیار قنبری.
*در بین اهالی ادبیات امروز چهره هایی را داریم که ماندگار شوند و آیا خودتان هم به ماندگاری فکر می کنید؟
بله حتما. به نظرم بسیاری از بزرگان ادبیات معاصر، در تاریخ ماندگارند. بیتعارف وقتی تعداد و حتی کیفیت شاعران بزرگ و جریانساز مثلا قرن نهم یا دهم را با شاعران و ترانهسرایان بزرگ و تاثیرگذار معاصر مقایسه میکنیم، میبینیم که ادبیات معاصر در جایگاهی بالاتر ایستاده است. البته در چند سال اخیر، فضای مجازی و حواشیاش، کمی سطح کیفی هنرمندان جوان و مخاطبان ادبیات را تنزل داده است و نمیتوان انکار کرد. من هم مطمئنا به ماندگاری فکر میکنم و تا اندازهای از آن مطمئنم. به نظرم همینکه تعدادی از اشعارم بر بدن بچههای این نسل خالکوبی شده یا بر دیوارهای شهر نوشته میشود، یعنی بخشی از حافظهی ادبی مردم شدهام.
*چند اسم نام می برم، نظرتان را در یک کلمه یا جمله بگویید.
تهران: این نروژ قشنگ برای تو/ من کوچههای ابری تهرانم
داریوش: یاور همیشه مؤمن
شادمهر عقیلی: مسافر خستهی من
مشهد: روزگار عشق و جنون
یغما گلرویی: پدر شوآف ایران
مونا برزویی: صدای زن و زندگی
فاطمه اختصاری: بانوی ادبیات و عصیان
احمد شاملو: شعری که زندگیست
سیدمهدی موسوی: غزل پستمدرن
*یک آرزوی دست یافتنی و یک رویای دست نیافتنی برای شما چیست؟
آرزوی دستیافتنی: برگشتن به ایران و آرزوی دستنیافتنی: زندگی جاودانهی پدر و مادرم و زنده شدن عزیزان درگذشتهام.
*اگر دوباره به ایران برگردید، اولین جایی که می روید کجاست؟
اولین جا که خانهی پدر و مادرم است، اما پس از آن کتابفروشیهای خیابان «انقلاب» و ساعتها لمس کردن کتابهای فارسی و بو کشیدن و گریستن.
*اسم شعر یا ترانه زندگی خودتان را چه می گذارید؟
انتخاب سخت است. پس سه تا پیشنهاد میکنم: دویدن با پاهای شکسته، شاعری که تمام نمیشود، در ستایش ناامیدی.
*پیشنهاد می دهید مصاحبه بعدی ما با چه کسی باشد؟
شقایق دهقان یا ترانه علیدوستی.
*و قسمتی از یکی از ترانه هایتان را به مخاطبان مجله ما تقدیم می کنید؟
خستهام ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦﺷﺪﻩ ﺩﺭ بیرحمی / خستهام… میترسم… ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ میفهمی!… / کاشکی ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، بهاری ﺑﺎﺷﺪ / کاشکی ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ، ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭی ﺑﺎﺷﺪ / ﮐﺎشکی ﺍﺯ ﻫﻤﻪ مخفی ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎدی / ﮐﺎشکی ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩی / ﮐﺎشکی ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮِ ﺍﻳﻦ قصّهی ﺑﺪ / ﮐﺎشکی ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ… ولی ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ…