


خب؛ بنده حدود ششصد و هفتاد و پنج بار به این سوال در ششصد و هفتاد و پنج شبکه و روزنامه و سایت و کتاب و… پاسخ داده ام و الان برای ششصد و هفتاد و ششمین بار هم با عشق به این سوال پاسخ خواهم داد که ابتدا ترانه سرایی و نوازندگی و آهنگسازی انجام میدادم و کم کم این مسیر کاری به طور طبیعی به سمت خواندن سوق داده شد.
هرگز (با خنده) جدای از شوخی: بی شک!
از آهنگهای جدید «شبهای مافیا» و «رخ به رخ» و از آثار قدیمی «لمپن»، «پارتی»، «قصه زیرزمین» و «بیگانه».
این پرسش شما از آن سوالهای دردسر آفرین است! (با لبخند) و نمی توانم پاسخ درستی به این سوال شما بدهم.
همه این حرفه شیرین است و فقط چند تا سختی خیلی کوچک دارد، یکی داغان شدن روح! یکی دیگر داغان شدن جسم! یکی درگیری های عمیق با ادارات موازی مختلف، یکی ممنوع الفعالیت بودن و یکی هم نهایتا دِق کردن!
من شدیدا برای تمام همکاران که سال هاست زحمت می کشند احترام قائل هستم و اجازه بدهید به احترام ایشان این سوال را بی پاسخ بگذارم، البته که در سبک و سیاق کارهای ما اساتیدی مثل استاد یغمایی وجود دارند که همیشه برای ما جوانترها مورد احترام بسیار هستند.
اصولا نمی دانم جالب یعنی چه و همچنین نمی دانم تا اینهمه خواننده جالب و فالش روی صحنه ها در دسترس هستند اصلا چرا دارید با من مصاحبه می کنید؟!
اگر قرار شد دوباره به دنیا بیاییم سعی می کنم همان موقع به این سوال فکر کنم! به اتفاقی که هرگز قرار نیست بیفتد چرا باید فکر کرد؟!
استیو جابز و شما به همراه بانو!
خیر! همچنان در حال مصاحبه با شما! (باخنده)
مرزها را بر می دارم، جهان باید یکی شود، البته با مرکزیت تهران (با خنده) اما جدای از شوخی با هیچکس نخواهم جنگید چون جنگیدن کار ابلهان است.
هرگز!