رضا شفیعی جم | بازیگر

رضا شفیعی جم | بازیگر

گفتگوی اختصاصی «سلبریتی ها» با «رضا شفیعی جم»

نقاشی میکشم و به «خوانندگی» فکر میکنم !

جدا از دنیای بازیگری می دانیم دستی هم در نقاشی دارید، این هنر را در چه حد دنبال می کنید؟

من تدریس می کردم و تابلو می کشم ، هر چند خیلی ادعا ندارم چون معتقد هستم آدم نمی تواند چند هندوانه را با هم بردارد و چند کار را حرفه ای انجام دهد.

یعنی به فکر برگزاری نمایشگاه نیستید؟

شایدا تا حالا بالای هزار تا تابلو کشیده ام ولی نمی مانند! انشالله اگر این دفعه سی تا شد این کار را می کنم، نمی دانم چرا هیچوقت تابلوهای من به این تعداد نمی رسند! گاهی میبینم یکی از آنها کم شده و وقتی می پرسم می گویند فلانی خوشش آمد و دادیم رفت!

هنری که دوست دارید اما نمی توانید انجام بدهید؟

خوانندگی را دوست دارم ولی در سطح کلاسیک و اپرا دوست دارم، در ارکستر سمفونیک بخوانم!

 

در یکی از کارهای آقای مدیری و در نقش «بامشاد» هم می خواندید که گل کرده بود.

آن کار و صدا برای بامشاد بود ، روی کاراکتر خواندن یک چیز است و خوانندگی و اینکه صدای خودتان باشد ، یک چیز دیگر . آن صدای بامشاد بود، از ته گلو می آمد و به آن کاراکتر می خورد.

خیلی از دوستان شما مثل آقای جواد رضویان یا رضا عطاران سراغ کارگردانی رفته اند ، شما نمی خواهید جدی تر این حرفه را دنبال کنید؟

من یک کار به اسم وفا دوهزار و دوازده و بعد از آن هم چند کار دیگر با هزینه خودم ساختم، چند جا نمونه بردم که همانها را کپی و خودشان پخش کردند ، پشتیبان نداشتم و حمایت هم نکردند. خیلی خرج کردم و حتی هنر پیشه های خوب آوردم ولی امروز دوست دارم و انتظار دارم که از من بخواهند. اگر سرمایه بدهند کار می کنم.

پس به خوانندگی فکر نمی کنید؟

فکر که میکنم ولی هیچ وقت نشده و انشاالله در آینده ببینیم چه  می شود.

 اگر روزی کارگردانی کنید ، چه بازیگرهایی را برای کارتان انتخاب می کنید؟

ما هنر پیشه های خوبی داریم. اگر بخواهم انتخاب کنم ، مثلا دوست دارم یکی از نقش ها پارسا پیروزفر باشد. حسن معجونی خوب است و همینطور رامین ناصر نصیر و سحر جعفری جوزانی و البته طناز طباطبایی.

چند شخصیت که دوست دارید از نزدیک ببینید؟

«چارلی چاپلین»، «باستر کیتون»، برادر بزرگتر در گروه «بی چیز»، «رنوار» نقاش فرانسوی ،«ونگوگ» نقاش هلندی، «آدری هپبورن» و «موتزارت» را هم دوست دارم،  ببینم.

و چهار شماره در گوشی که وقتی به اسم آنها می رسید ، حالتان خوب می شود؟

قطعا خانواده با کارگردان های سینما اگر تماس بگیرند و پیشنهاد کار داشته باشند ،خوشحال می شوم یا مثلا کسی که همکارم بوده و دوست داشته ام با ایشان ازدواج کنم ولی اسمش را نمی توانم بگویم!

چرا با این همکار ازدواج نکرده اید؟

چون ایشان ازدواج کردند، زندگی تشکیل دادند و قمست نشد.

اگر امکانش بود دوست داشتید با کدام بازیگران خارجی همبازی شوید؟

با هنرمندانی مثل «چارلی چاپلین»، «باستر کیتون» ،کمدین ها مثل «لورل و هاردی» و از میان بازیگرهای امروزی هم «تام هنگس» و «آدری هپبورن» را دوست دارم.

هیچوقت جلوی آینه تمرین جایزه گرفتن کرده اید؟

واقعا نه ، هیچوقت به جایزه گرفتن فکر نکرده ام و برای من جایزه خیلی ملاک نبوده است.

اگر دوباره متولد شوید دوست دارید کجا و با چه شغلی این اتفاق بیفتد؟

دوست دارم همین شغل را داشته باشم ولی بتوانم «پکیج» خودم را ارائه بدهم، بنویسم، بسازم و در آن بخوانم. دوست دارم کار من بیشتر به موسیقی وصل باشد اما یک تهیه کننده هم داشته باشم.
بله خیلی آدمهایی بوده اند که از شدت علاقه اذیتم کرده اند یا آدمهایی که خواسته اند، سواستفاده کنند. مثل چسباندن عکس من روی محصولشان و محصولات تبلیغاتی که وقتی هم جواب رد می دادم می گفتند خیلی هم باید دل شما بخواهد و ما داریم به شما لطف می کنیم!

در میان نقش هایتان کدام را بیشتر دوست دارید؟

کارهای مهران مدیری ، در چشم باد و ارتفاع پست را  چون هم کارگردانی خوب بوده و هم سایر موارد را دوست داشته ام ، راز دشت تاران را هم دوست داشته ام چون کار قوی و خوبی بود.

باشکوه ترین لحظه زندگی تان چه زمانی بوده است؟

یکی زمان موشک باران بود و زمانی که آژیر قرمز به صدا در می آمد و ناگهان برق ها قطع میشد ،  چون پای برادر من تا بالای زانو شکسته بود و ما نمی توانستیم آن را تکان بدهیم ، پس به ناچار وقتی همه به زیر زمین می رفتند. ما بالا می ماندیم ، در آن سکوت پدر من برای اینکه فضا را عوض کند ، شروع می کرد ، چیزهای بامزه تعریف کردن و ما هم می خندیدم . این همیشه به یاد من مانده و دیگری اینکه وقتی برای اولین بار در سینما یکی از کارهای موفق من را با خانواده تماشا می کردیم و شوق را در چشمان پدرم و خانواده می دیدم ،لذت می بردم. همینطور وقتی که مردم خوششان می آمد.

از چیزی که امروز هستید راضی هستید؟

خدا را شکر میکنم. از صد در صد چهل درصد از خودم راضی هستم ولی در کار فکر می کنم فقط پنج درصد موفق بوده ام.

و فکر میکنید ماندگار شوید؟

هیچ چیز ماندگاری در دنیا وجود ندارد ولی امیدوار هستم ، برای نسل های آینده جای پای خوبی گذاشته باشم.

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *