


آرزو کریمی زند، متولد بیست و هفت بهمن هزار و سیصد و هفتاد و یک، تهران، ارشد بازیگری، بازیگر تصویر و نمایش که در کارنامه هنری این آرتیست تئاترهای فالش، خاتون پرده نشین، مرثیه ای برای یک مرد مرده، ایرج زهره منوچهر، سریال تلویزیونی روزهای آبی، کاریکارتون، زن زندگی مرد زندگی، فیلمهای کوتاه داستانی هفت روزگی، پیام محمد، دادگاه و فیلم سینمایی خون شد دیده می شود.
اولین تجربه تئاتر من مسابقه بین مدارس بود و من احساس رهایی و شادی داشتم، اگر اشتباه نکنم سال هزار و سیصد و هشتاد و هفت بود، سال دوم دبیرستان.
چون بازیگری علاقه اولیه من بود، با اینکه اولین رشته تحصیلی من حسابداری بود و سالها کارهای مالی شرکت های هواپیمایی را انجام می دادم ولی حال خوبی از آن کار نداشتم و وقتی به سمت سمت تئاتر برگشتم متوجه شدم با تمام کمبودهای مالی که برای من ایجاد می کند، حال دلم با آن خوب است و مجدد تحصیلاتم را به رشته بازیگری تغییر دادم.
زهره یک عاشق پیشه واقعی است و من با این کاراکتر یک وجه مشترک دارم، هر دو عاشق هستیم، او عاشق شخصی حقیقی و من عاشق کار خودم، ولی در کل شخصیتی با هم فاصله زیادی داریم.
سینما، تئاتر، شبکه نمایش خانگی و تلویزیون.
من عاشق زنان جسور هستم، مثل مریم کاظم زاده که در هشت سال جنگ پا به پای مردان لحظات را ثبت کرد، اولین عکاس زن زمان جنگ.
مسلماََ کار خوب برای من ارجعیت دارد حتی اگر سالن خالی باشد!
*آیا پیش آمده دیالوگ را فراموش کنید و با بداهه کار را جمع کنید؟
بله تئاتر زنده است و گاهی این اتفاق رخ می دهد.

عجیب یا خفن این دو متفاوت هستند، من دوست دارم بزرگان هنر کار من را ببینند و از همه بیشتر استاد بهرام بیضایی، ولی عجیب برای من افرادی هستند که دیگر حضور فیزیکی ندارند.
تئاتر خانه من است که با وجودم عاشق آن شده ام.
برادوی!
واقعا شهرت برای من بی معنی است ولی برای من کار خوب با افراد خوبی که مدعی نیستند ولی حرفه ای این رشته هستند و عمر و جوانی شان را صرف این کار کرده اند اوج بازیگری است، افرادی که عاشق واقعی هستند و تلاش می کنند، مطالعه می کنند و همیشه در اوج هستند.
مهدی رکنی با تمام وجودش برای هنر خودش می جنگد و به نظر من حرفها و تجربه های جالبی خواهد داشت.