


ساناز اقتصادراد، متولد بیست و هفت خرداد هزار و سیصد و هفتاد، تهران، ارشد مدیریت فرهنگی و هنری، بازیگر تصویر و نمایش.
هیتلر، یوهانس برامس، تسلا و هری پاتر!
من در طی سالهای گذشته تلاش كرده ام در كنار تخصص بازيگری فنون و تواناهايی از جمله فعالیتهای ورزشی مانند ووشو، حركات شمشير و چوب و اسب سواری را بياموزم، نقشي از يک اسطوره زن ايرانی كه در كنار احساس و درايت زنانه ايرانی تواناهای ديگری را هم به رخ بكشد هميشه مطلوب من بوده تا تجربه كنم.
به گمانم صحنه تئاتر هميشه هنرمندان بزرگی را به دنيای تصوير معرفی كرده است، شايستگی و توانمندی يک بازيگر بر روی صحنه تئاتر وابسته به تسلط آنی و لحظه ای است كه هميشه مورد توجه تهيه كنندگان و كارگردانهای سينما بوده اما این همه چيز نيست، نبايد از واقعيتهايی تلخ از جمله قدرت مالی و داشتن روابط و معرف جهت انتخاب در يک فيلم سينمايی و در دنيای تصوير غافل شد.
سختترين لحظه ها در روی صحنه اتفاقات پيش بينی نشده است كه بازيگر تئاتر بايستی بهترين تصميم را جهت حفظ تمركز و مديريت صحنه انجام دهد، برای من هم ازين دست اتفاقات از جمله در رفتن کتفم بر روی صحنه و یا رها شدن چوب دستی كه در حال چرخاندن بوده ام افتاده است.
بی شک به كارم ادامه خواهم داد!
نقشی كه تا آخر عمر می توانم بازي كنم همين مسيری است كه تا امروز طی كرده ام، نقش يک دختر هنرجوی ايرانی با انگيزه و آرزوهای بزرگ كه مثل تمام هم نسلانش با هزاران چالش روبرو است و برای رسيدن به هدفش عشق می ورزد و ادامه می دهد.
بعيد می دانم چيزی ارزشمندتر و هيجان انگيزتر از صحنه و بازی برای من در زندگی وجود داشته باشد، شايد خود بازيگری باعث اين اتفاق شود.
اگر بخواهم بدون تامل بگویم نه! ولی زمان ثابت کرده هیچ چیز را نمی شود پیش بینی کرد، پس می گویم شاید؛ آن هم بستگی به نقش دارد.
فرزاد حسنی.