


مصاحبه هالووینی «سلبریتی ها» با «ستایش موسوی»
هالووین را با داستانهای «شاهنامه» طراحی میکنم!
راستش ترجیح می دهم هیولا باشم! قربانی بودن خیلی غم انگیز است ولی هیولا بودن یعنی قدرت، رمز و راز و البته کمی شوخی با ترس دیگران.
اولین فیلمی که واقعاً من را ترساند، «کابوس در خیابان الم» بود. آن دستکش های تیغ دار هنوز هم گاهی در خوابهایم ظاهر می شوند!
با دراکولا؟ حتماً می رفتیم به یک قلعه قدیمی در ترانسیلوانیا، بعد هم یک مهمانی با موسیقی کلاسیک.
قطعاً «جوکر» اگر چه به سبک سنتی ترسناک نیست ولی آن لبخند و نگاه دیوانه وارش برای هالووین بی نظیر است.
یک گرگینه مهربان! هم وفادار است، هم قدرتمند و شبها می توانیم با هم زیر نور ماه زوزه بکشیم!
آرزو می کردم بتوانم همه ترسهای درونی آدمها را برای یک شب به شکل موجودات خیالی بیرون بکشم تا با آنها رو به رو شوند و صبح با دل سبک بیدار شوند.
نوید محمدزاده: نقش مردی که با گذشته تاریکش درگیر است
پریناز ایزدیار: زن مرموزی که رازهای روستا را میداند
هوتن شکیبا: نقش دیوانه ای که همه را به وحشت می اندازد
شبنم مقدمی: مادر پیر و دانایی که طلسم را می شکند
صابر ابر: نقش روحی که در خانه قدیمی پرسه می زند
باران کوثری: دختر جوانی که با شجاعت به دل تاریکی می زند
بله، فیلم «احضار» را وسطش خاموش کردم! آن سکوتهای ناگهانی و صداهای پنهان واقعاً اعصابم را خرد کرد!
بزرگترین چالش حفظ باورپذیری است، بازیگر باید طوری ترس را منتقل کند که مخاطب حس کند واقعاً در آن موقعیت قرار دارد، نه اینکه فقط جیغ بزند و بدود.
من هالووین ایرانی را با افسانه های خودمان طراحی میکنم: دیوها، پریها، جنها و داستانهای شاهنامه. حذف ماسکهای غربی و اضافه کردن نمادهای ایرانی مثل چراغ روشن کردن در کوچه های تاریک یا نقالی ترسناک.
پیشنهاد میکنم مصاحبه بعدی شما با «نورا محقق» باشد.