


اسکتی! این چه سوال سختی است؟ مگر من جامعه شناس هستم؟!
بله، در یک فیلم کوتاه نقش یک زن افغان را بازی کرده ام.
بله! همیشه به خاطر حالت فرم لبهایم که انگار تزریق شده در کار اذیت و قضاوت شده ام، حتی به خاطر بینی، فک و گونه هایم! خیلی از کارگردانها هم که حرف من را باور می کردند می گفتند این موضوع به نقش آسیب می زند!
خیر، تنها کاری که انجام می دهم این است که همیشه برای پوستم جوانساز می زنم و به پوستم رسیدگی می کنم، اما مخالف این کار هم نیستم.
کارگردان محبوب ایرانی من یک نفر نیست اما اگر بخواهم یکی را انتخاب کنم آن شخص عباس کیارستمی است که خب از نظر زمانی هم اگر در نظر بگیریم در یک بازه زمانی نیستیم، اما اگر چنین بود بله انتخاب می کردم.
کلوپاترا.
سوباسا!
شمیلا شیرزاد.
تمام نقاشی هایم را به کسی که هیچکس نیست تقدیم می کردم! اشاره به نام مجموعه داستان هایم؛ نامه هایی برای هیچکس!
خانه کودکی ام، جایی که در آن بزرگ شده ام، وقتی سیزده ساله بودم آن را ساختیم و من هنوز هر چند وقت یکبار خواب آنجا را می بینم.
من در یک جهان موازی می رقصم.
با خود تو!