بهنوش بختیاری | بازیگر

بهنوش بختیاری | بازیگر

گفتگوی اختصاصی «سلبریتی ها» با «بهنوش بختیاری»


حس می کنم «شادمهر» تقدیر را برای من خوانده است!

آیا هیچوقت از انتخاب «بازیگری» پشیمان شده اید؟‌

بله، بله، بله! از حرفه بازیگری نه ولی از مسائلی که حول و حوش بازیگری است واقعا بدم می آید! از خود بازیگری لذت می برم و هیچوقت من را خسته نمی کند، شاید اگر در کشور دیگری بودم بسیار از این موفق تر می شدم، در کل بازیگری را دوست دارم ولی از حواشی اطراف آن بیزار هستم.

در طی سالهای گذشته خواسته یا ناخواسته جزو چهره های پر حاشیه هنر ما بوده اید، شما حاشیه را دوست دارید یا حاشیه شما را دوست دارد؟

والا فکر می کنم حاشیه من را دوست دارد! چون وقتی زندگی روزمره خودم را مرور می کنم می بینم که من به هیچ عنوان اهل حاشیه نبوده ام، نه رابطه ناموسی ناجوری داشته ام و نه متقلب بوده ام، پوشش من هم همیشه یک پوشش معمولی بوده است.

نظرات مخاطبانتان مخصوصا در دنیای مجازی چقدر برایتان اهمیت دارد؟

در دنیای مجازی نظرات مخاطبان دیگر برای من اهمیت ندارد، چون دیگر همه چیز مجازی شده است، بعضی ها پول می دهند و یکسری حرفهای خوب راجع به آنها می زنند ولی من متاسفانه آن کانال را هیچوقت پیدا نکرده ام که راجع به من حرف خوب بزند، نظرات مخاطبان در دنیای واقعی برای من اهمیت دارد.

 

بیشترین کامنت و دایرکت شما شامل چه چیزی می شود؟

بیشتر می گویند شما چرا بادیگارد دارید؟ یا در دایرکت همه پول می خواهند یا می خواهند بازیگر شوند.

و آیا کامنت جالبی داشته اید که در ذهنتان بماند؟

کامنت جالب؟ مثلا یک نفر که ترنس بود و می خواست برود عمل پیکرتراشی و زیبایی کند و کل صورت را بکوبد و بسازد به من می گفت پولش را باید شما بدهید چون گفته اید حامی ترنس ها هستید!

شهرت را دوست دارید؟

شاید اگر بگویم شهرت را دوست ندارم فکر کنید دروغ می گویم ولی واقعا شهرت را دوست ندارم، هدف من شهرت نبوده چون شهرت برای من هیچ چیز جز دردسر نداشته است!

 

 

اگر دوباره متولد شوید دوست دارید این اتفاق کجا و با چه شغلی بیفتد؟

اگر دوباره متولد می شدم دوست داشتم در کشوری مثل ژاپن متولد می شدم و مدیر یک شرکت خیریه بودم یا دوست داشتم در کشوری مثل سوئد برای حیوانها پناهگاه درست کنم.

و اگر بازیگر نمی شدید چکاره می شدید؟

اگر بازیگر نمی شدم قطعا سعی می کردم در مد یا در خیریه ها اتفاقاتی را راه بیندازم، دوست داشتم یک باغ وحش به شکل درست آن بزنم نه اینکه حیوانات را زندانی کنم، یا یک خوابگاه برای آدمهای بی سرپرست چون کمک به مردم برای من اهمیت ویژه ای دارد.

چهار شخصیت عجیب که دوست دارید آنها را از نزدیک ببینید؟

«اپرا وینفری» شخصیت عجیبی نیست ولی خیلی دوست دارم از نزدیک ایشان را ببینم، «مایکل مور» بی نهایت برای من عزیز است، «هاریکو موراکامی» یکی از نویسنده های بسیار مورد علاقه من است و «ارنست همینگوی» که متاسفانه فوت کرده ولی برای من خیلی نویسنده جالبی است.

و چهار شماره در گوشی تان که وقتی به اسم آنها می رسید حالتان خوب می شود؟

 

خیلی مشخص است، مامانم، بابام، همسرم و خواهرم.

زندگی را چه رنگی می بینید؟

زندگی را سفید با ستاره های کره ای رنگ و صورتی و نتهای رنگی آبی می بینم.

کدام ترانه از کدام خواننده ترانه زندگی شماست؟

این روزها که شهر عشق خالی ترین شهر خداست، خنجر نامردمی حتی تو دست سایه هاست… این آهنگ را خیلی دوست دارم و یکی هم آهنگی که می گوید: باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست، فکر می کنم این شعر شادمهر را برای خودم خوانده ام، یعنی حس می کنم آن شعر در مورد خود من است، خود من به خودم، آنجا که می گوید باید تو رو پیدا کنم، تو با خودت هم دشمنی! را خیلی دوست دارم، این ترانه روی من خیلی تاثير می گذارد.

اسم کتاب زندگی تان را چه می گذارید؟

می گذارم «بهنوش ابرقهرمان دیسفانکشنال!» یعنی خیلی کار و تلاش می کند ولی آنطور که باید نتیجه نمی‌ گیرد.

چند واژه می گویم و اولین اسمی که در میان هنرمندان به ذهنتان می رسد را نام ببرید.

جنجالی ترین: آقای محمد صادقی
جذابترین: سهیلا رضوی
پرحاشیه ترین: سحر قریشی
خوش لباس ترین: سحر دولت شاهی
هنرمندترین: هنگامه قاضیانی
مرموزترین: پارسا پیروزفر
باسوادترین: فلامک جنیدی
بازیگرترین: سوسن تسلیمی
صمیمی ترین: فلامک جنیدی، شقایق دهقان، سحر ولدبیگی
سلبریتی ترین: از هدیه تهرانی سلبریتی تر نداریم!

چرا برخی شما را بازیگری صرفاً کمدی می‌دانند؟ شما با این برچسب موافقید؟

من را بازیگر کمدی می دانند چون سطح فکر آنها همینقدر است! اصلا با این برچسب موافق نیستم چون وقتی یک نفر هفت سال کمدی کار نمی کند یعنی کمدی را دوست ندارد، دلم می خواهد کارهای جدی تر انجام بدهم، من یا چهار سکانس در انجمن منتقدین و جشنواره فیلم فجر کاندید شده ام، هیچ فرصتی به من داده نشده و با چهار سکانس توانسته ام خودم را اینقدر نشان بدهم.

*اگر روزی مردم دیگر شما را نخواهند، چه می‌کنید؟

می دانم که آن روز اتفاق نمی افتد چون دل به دل راه دارد، وقتی شما مردم را می خواهید مردم هم شما را می خواهند، من عمیقا مردم را دوست دارم، آن روز اتفاق نمی افتد مگر اینکه من مردم را دوست نداشته باشم.

*چیزی که از خودتان انتظار داشتید امروز باشید، هستید؟

از خودم انتظار داشتم از نظر بازیگری در سطح خیلی بالاتری مخصوصا در فیلمهای اجتماعی قرار بگیرم، انتظار داشتم که از نظر فیلمهای اجتماعی بالاتر باشم اما حمایتی ندارم‌ و تنهای تنها هستم.

*باشکوه ترین لحظه زندگی تان چه زمانی بوده است؟

باشکوه ترین لحظه زندگی من زمانی بود که خواهر من بیماری داشت و یک تاریکی در زندگی اش پیش آمد و بعد از آن تاریکی رهایی پیدا کرد، موهای من به خاطر آن اتفاق سفید شد و زمانی که آن اتفاق خوب افتاد رفتم موهایم را به خوش رنگترین رنگ مویی که می شد رنگ کردم!

*فکر می کنید ده سال بعد که دوباره با هم گفتگو کنیم کجا هستید؟

اگر زنده باشم می دانم که حتما جایگاه من از این چیزی که هستم خیلی بالاتر است، در همین خانه و در ایران هستم، من هیچوقت از ایران نخواهم رفت چون عاشق ایران هستم و در تهران همچنان مشغول کار هنری و فرهنگی، خیریه و یک عالمه هدف که در ذهن دارم.

*پیشنهاد می دهید مصاحبه بعدی ما با چه کسی باشد؟

پیشنهاد می کنم که با خانم‌ «شقایق دهقان» مصاحبه کنید، هم دوست من است، همه عزیز من است، هم بسیار خانم است و دورش بگردم! پیشنهاد می کنم با خانم شقایق دهقان مصاحبه کنید.

 

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *