


این «صحنه» خانه من است
به نوعی این صحنه خانه من است، البته این جمله گرته برداری از سخن استاد سمندریان است، تئاتر برای من هنوز محفلی برای بروز خلاقیت و تجربه گرایی است، جایی که در آن می توان فارغ از هر نوع قضاوتی دست به تجربه های جدید زد، همیشه برای من جایگاه بالاتر و والاتری دارد و خواهد داشت.
اصولا با لفظ چهره زیاد موافق نیستم چون این لفظ در این سرزمین با خودش بار معنایی منفی همراه دارد، خب در تئاتر به دلیل تنوع نقشی و تجربه های متفاوت که انجام داده ام در بازیگری بیشتر شناخته شده تر هستم، این تنوع نقشی در تصویر کمتر است که آن هم به این دلیل است که پیشنهادهای کمتری وجود دارد، آن را هم باید منتظر بود و صبوری کرد.





اصولا فروش تئاتر اگر به چهره باشد فقط تبدیل به یک دلالیسم می شود، تئاتر یک کار گروهی است و یک اثری که از متن، بازیگر، کارگردان، طراحی صحنه، نور، لباس و عوامل آن باعث می شود تا فروش بهتر و دقیق تر و اثر گذاری داشته باشد، اگر گروهی فقط به خاطر فروش به چهره بیندیشد نه تولید اثر هنری تاثیرگذار بله لطمه می بیند، اما زمانی که تولید کننده اثر هنری بیشتر به تولید درست و دقیق اثر هنری فکر کند هم فروش درست اتفاق می افتد هم اثر و مهمتر اینکه از فریب تماشاگر جلوگیری می شود.
اصولا در تئاتر و در انتخاب نقش بیشتر به ویژگی های نقش و ایده های اجرایی فکر می کنم چون برای من تجربه جدید مهمتر است و نه چیز دیگری.
هیچگاه در تئاتر به نقطه امن نخواهم رسید، اصولا در بازیگری، برای خلق و رسیدن به یک تجربه جدید باید از نقطه امن دوری و گذر کرد، پس تئاتر هنوز برای من تجربه جدید و ترسناک و یک خلق جدید است و با تمام اضطراب ها و وسواس ها نقطه امنی وجود ندارد.
حتما حضورم به اصل تئاتر لطمه نمی زند چون برای من مهم است اما اگر بدانم که مثلا بخواهم کارگردانی کنم و بعد به این نتیجه برسم که کارگردان خوبی نیستم حتما ادامه نمی دهم، یا اگر بدانم برای بازیگری ایده جدیدی برای بازی ندارم حتما فاصله می گیرم تا درست تر برگردم.
حتما از بازیگرهای جوان و مستعد و کمتر شناخته شده استفاده میکنم چون چه بخواهیم چه نخواهیم نسل جدید بازیکری باید جایگزین شود و این نسل حتما بهتر خواهد بود.
یک کارگردان یا یک نویسنده