ابوالفضل پورعرب | بازیگر

گفتگوی اختصاصی «سلبریتی ها» با «ابوالفضل پورعرب»
ابوالفضل پور عرب از دیگران می گوید

خسرو شکیبایی : به به به به واقعا تا ده سال دیگر لنگه اش نخواهد آمد.
نیکی کریمی:  به ایشان ارادت دارم
مهتاب کرامتی : با ایشان کار کرده ام و بسیار با کاراکتر و با شخصیت هستند.
پانته آ بهرام : با ایشان هم یک سریال کار کرده ام و خوب بودند.
فاطمه معتمد آریا : با ایشان زمان شاهنشاه همکلاس بوده ایم بازی هایشان بسیار عالی است و درک بسیار بالایی از نقش دارند.
پرویز پرستویی :  با پرویزخان چند بار قبل از اینکه وارد سینما شوند در تئاتر شهر و اداره تئاتر توسط آقای حجازی که خدابیامرز نزدیک به آقای پرستویی بودند دیدار داشتیم من هر وقت پیش آقای حجازی می رفتم آقای پرستویی : را هم میدیدم ایشان هم بسیار خوب با کاراکتر و با شخصیت هستند.
محمدرضا فروتن : ایشان را نمی شناسم
گوهر خیراندیش: بسیار هنر پیشه خوبی است.
بهرام رادان :  خیلی ایشان را نمی شناسم ولی چند کاری که از ایشان دیده ام بد نبوده است.
الناز شاکر دوست : با الناز کار کرده ام خیلی تلاش میکرد و خیلی زحمت میکشید که بشود، احساس کردم روزی که جایزه سیمرغ فجر را گرفت خیالش راحت شد.
ترانه علیدوستی : من ایشان را بیشتر به خاطر پدرشان میشناختم اما وقتی با ایشان کار کردم خیلی خانم با شخصیت و بی حاشیه ای بودند.
لیلا حاتمی: خانم لیلا حاتمی یکی از نوابغ است یکی از نادر خانم های سینما ایشان است و غیر از این هم نمی شود از ایشان توقع داشت خیلی سعی کردند به جایگاه پدرشان لطمه نزنند تا کماکان آقای حاتمی در یادها بمانند.

کتایون ریاحی : خانم ریاحی یک دفعه دیگر کار نکرد و به اعتقاد من باید باز هم کار می کرد و آرام آرام کار را کنار می گذاشت تا روزی که بازی می کرد خوب بود.
محمد حسین فرح بخش :  ایشان یکی از مدیران سینما است و نه تهیه کنندگان چون وقتی آدمی تهیه کننده یا کارگردان است و قصه را می فهمد میشود جزو مدیران ایشان جزو نوابغ سینما هستند.
مهناز افشار  : نه نمی شناسم
حسن پورشیرازی : با این کار آخر (پیرپسر) نشان داد خیلی دارد کار میکند و تجربه کسب کرده است. از تجربه تمام این سالها استفاده و خوب بازی کرده است آقای پورشیرازی خوب است.
افسانه بایگان : من به ایشان ارادت دارم به خاطر اینکه اول همسایه دیوار به دیوار ما بودند و دوم اینکه با هم کار کردیم و رفتار ایشان را میشناسم بسیار با شخصیت هستند و امیدوارم خدا همیشه ایشان را سلامت نگه دارد آدم خوش قلبی است.
جمشید هاشم پور : جمشید هاشم پور میدانید که جمشید خان است با ایشان کار می کردم و می دیدم یک لوله خرطوم بخاری را دستشان میگرفت و شلیک میکرد و پنجاه نفر می افتادند در واقع سینمای تجاری و اکشن آن بود و ایشان هم واقعا استاد بوند.
جمشید مشایخی : ایشان هم به به است دیگر آقای مشایخی مثل کتاب حافظ که در همه خانه ها حضور دارد ایشان هم حضور دارد به خاطر اینکه آقای مشایخی را همه می شناسند.
کامران تفتی : بازی اش خوب است ولی خوانندگی به ایشان بیشتر می آید و در خوانندگی می تواند بیشتر موفق باشد.
شیلا خداداد : آن بازی هندی ایشان را دوست داشتم.
حامد بهداد : حامد را دوست دارم و احساس میکنم نسبت به کارهای قبلی جلوتر آماده است. حامد جزو خوبهاست و اگر در فیلمی باشد آن فیلم را کامل تماشا می کنم.
پریناز ایزدیار: ایشان هم خوب است دیگر.
شهاب حسینی : شهاب حسینی بازیگر خوبی است.
محمد علی فردین : آقای آقا های سینما آقای فردین مرد اول سینما است در ضمن ایشان دیر به اندازه ها و فرمت کار خودشان رسیدند و دیر شد که ببینند مردم چقدر ایشان را دوست دارند فردین همیشه آقای سینما است نه اینکه امروز باشد سالهاست آقای سینما است چون سینمای ما الان این چیزها را کم دارد. این حجم از انسانیت را و همه فردین را دوست دارند نمی دانم چرا نگذاشتند بعد از اینکه فوت شدند مردم ایشان را بشناسند خدا لعنت کند آدمهایی را که باعث شدند این آدمها از سینما و فرهنگ دور شوند.
بهروز وثوقی : من نمی دانم بهروز وثوقی چرا نیامد چون میدانم خود پدر ایشان رفت ارشاد و برای ورود ایشان به ایران مجوز گرفت حالا چرا ایشان نیامد؟ من نمی دانم ای کاش می آمد که جوان های ما از ایشان استفاده می بردند آقای فردین که فوت شده بودند و فقط آقای وثوقی مانده بود الان هم دیگر حتما خسته است ولی اگر بود قطع به یقین حتما از ایشان در هنر ایران یک مجسمه می ساختند.

اگر بازیگر نمیشدید فکر میکنید امروز چه حرفه ای داشتید؟

قطع به یقین یا دکتر و یا مهندس می شدم چون ما در خانواده ای زندگی می کردیم که خیلی ثروتمند نبودیم، پس طبیعتا نمی توانستیم روی هوا درس بخوانیم یا اینکه قبول نشویم قطعا رشته ای را در نظر می گرفتیم و همان را به نهایت خودش میرساندیم برادر من و خواهر من هم همینطور بودند. مثلا خواهر خدابیامرز من چون معلم هایش را دوست داشت میگفت که دوست دارم معلم شوم، پدر من هم خیلی دوست داشت من ویالون بزنم و خدا بیامرز وقتی نوای ویالون را می شنید روحش میرفت یک روز به پدرم گفتم بابا من از ریاضی این ها خوشم نمی آید و موسیقی و تئاتر را دوست دارم گفت تئاتر نه تئاتر نه اما موسیقی چرا آن زمان ما سنندج بودیم و من به دانش سرای هنر رفتم و بعد شروع حادثه این بود که ویالون میزدم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که فارغ التحصیل شوم و دو سال آخر که تخصصی بود را تئاتر و سینما زدم و به پدرم هم نگفتم آن موقع تئاتر و سینما برای من تخصصی نبود و همچنان ویالون فعالیت تخصصی من بود. اما بعد از جا به جا شدن و فارغ التحصیلی وارد تئاتر و بعد هم سینما شدم.

در صورت اینکه موسیقی را ادامه می دادید باز هم اینقدر موفق می شدید؟

فکر نمیکنم چون من سینما را دوست داشتم سالها با یاد سلطان قلبها زمان را می گذراندم.

اگر خواننده میشدید فکر می کنید صدای شما شبیه کدام خواننده بود و دوست داشتید با کدام خواننده کار مشترک بخوانید؟

الان زمزمه هایی میکنم و صدای من بد نیست اما به خاطر اتفاق هایی که در سینمای ما افتاد و اینکه هنر پیشه ها رفتند و شروع به خواندن کردند من دیگر نخواندم اما سلیقه من ریتمیک و دامبولی و شش و هشت فلان نیست فکر میکنم با داریوش اقبالی یا ستار همدل می شدم آبی را هم دوست داشتم و اینجا با کسانی که شبیه ابی می خواندند همدل می شوم با هایده و مهستی چون این نوابغ خوب بودند و خانم گوگوش.

در بین نقش هایی که بازی کرده اید کدام به شخصیت واقعی تان نزدیک تر است؟

هیچکدام چون ما همیشه خجالتی بودیم و اهل دعوا نبودیم سند خانه نداشتیم که اگر درگیر شویم مادرمان بیاید ما را در بیاورد تا روزی که خانه خریدیم و سند داشتیم و خیالمان از این جهت راحت شده بود ولی دیگر بزرگ شده بودیم.

دوست دارید مخاطبانتان شما را با کدام نقش به یاد بیاورند؟

نمی تواند اینطوری باشد چون مردم مجموعه ما را به خاطر می آورند در واقع نمی آیند بگویند که این مثل آن نقش در آن فیلم است چون ابعاد دیگر من را ندیده اند و اگر بگویند این مثل آن است اشتباه است من وقتی می توانم این را بگویم که شما را کامل بشناسم و بگویم این مثلا مثل آن نقش است یا خودش را بازی کرده است من همیشه سعی کرده ام از خودم فاصله بگیرم.

اگر قرار باشد زندگیتان فیلم شود، دوست دارید چه کسی نقش شما را بازی کند؟

کسانی که در دل مردم هستند و هر کسی به میزان خودش آنهایی که واقعا در دل مردم هستند می توانند زندگی من را بازی کنند چون بیخودی به دل مردم ننشسته اند و یک امتیازهایی داشته اند مردم به چشم آبی شما نگاه نمی کنند و به قصه و مطلبی که در داستان وجود دارد و بیان آن قصه نگاه می کنند اینکه ثمره آن چیست و فیلم برای چه ساخته شده است. همه چیز به دل مردم است و هر کدام از آنها که مقام بالاتری از نظر مردم دارند میتوانند نقش من را بازی کنند.
هنرمند اگر به دل مردم بنشیند تمام است.

کدام نقش در کدام فیلم بوده که شما دوست داشته اید آن را بازی کنید؟

دوست داشتم سلطان قلبها را بازی کنم.

نقش آقای فردین را؟

نخیر! نقش خانم لیلا فروهر را فردین رویا بود و رویای دوری بود فردین آقای سینما است و هر کسی بخواهد جای ایشان بازی کند خودش را خراب کرده است. همیشه دلم می خواست جای لیلا فروهر در سلطان قلب ها بازی می کردم و اگر روزی این مطلب را بخواند به ایشان سلام می کنم.

 و در آثار خارجی چطور؟

در کارهای فرنگی هم نقش میل گیبسون در فیلم اثری مرگبار که یک بازی عجیب و ویژگیهای متفاوتی در آن کار وجود دارد. وقتی سر فیلم عروس با آقای افخمی صحبت می کردم ایشان فیلم اثری مرگبار را به من معرفی کردند و گفتند این فیلم را ببینید فیلم را به من داد و من آن را به خانه بردم و دو سه روز نیاوردم بعد آوردم و به ایشان دادم که از آن فیلم خیلی برداشت کرده ام آن جایی که زبانش را در می آورد و می گوید می بینی؟ می بینی؟ یک دیوانگی هایی دارد که این دیوانگی ها خیلی به دل من نشست. آن جسارت را دوست دارم و ریتم را هم دوست دارم فیلم حکایت خودش را دارد و خیلی خوش ریتم است اگر این دو فیلم به من پیشنهاد می شد حتما قبول میکردم و در فیلمهای تاریخی هم اسپارتاکوس را خیلی دوست دارم چون خیلی فیلم ویژه ای است. بنهور هم ویژه است و داستان قرآنی یوسف و زلیخا را هم خیلی دوست دارم و اگر فرصتی باشد حاضر هستم آن را دوباره بسازم.

آقای پورعرب شهرت را دوست دارید؟

شهرت چیز خوبی است مخصوصا برای مردم جامعه ما که خیلی با ظرفیت هستند شهرت خوب است ولی من محبوبیت را ترجیح میدهم و ای کاش کاری نکنیم که این محبوب بودن از بین برود خدا یک لطفی کرده و به شما نظر دارد و می شوید هنر پیشه یا اصلا میشوید رئیس جمهور، پس آقای رئیس جمهور خودتان را نگه دارید و اینقدر وا ندهید آقای هنر پیشه و آقای آرتیست وقتی مردم شما را دوست دارند به شما یک درجه میدهند درجه خودتان را حفظ کنید من محبوبیت را به شهرت ترجیح میدهم چون وقتی محبوب هستید در دل خانواده ها هستید و غریبه نیستید اما وقتی که مشهور هستید غریبه هستید.
در سینمای دوره شما فاصله مردم و هنر پیشه ها

خیلی نزدیک بود اما به نظر می رسد الان اینگونه نیست نظر شما درباره نسل جدید بازیگران چیست؟

ببینید؛ آن بخش اول که فرمودید سینمای ما و سینمای آنها ما چنین سینمایی نداریم و سینمای همه ما یکی است. مثل نقش ها می ماند که نقش کوچک و بزرگ نداریم و این آرتیست ها هستند که آن نقش را بزرگ میکنند. سینمای ما این نیست که من بروم در خیابان و مردم من را ببینند. من بیشتر سعی می کنم که در خانه خودم باشم و درباره علایق خودم نسبت به زندگی مثل نقاشی و خط کار کنم، نیازی نیست به بقالی یا سوپر مارکت برویم و در چشم مردم زل بزنیم که بیایند به ما سلام کنند سرتان را بیندازید پایین و بروید خرید کنید برای من چیزی تغییر نکرده است و من همان آدم با تنهایی های خودم در زندگی هستم.

و فکر میکنید در بین بازیگران امروز کسانی هستند که ماندگار شوند؟

در مجموع و از چند نفری که من بازی های آنها را دیده ام…. اگر این مردم همچنان با این روحیات خراب باشند پس آنها هم می مانند ولی اگر مردم دوباره به کتاب و قلم و نوشتن ترغیب شوند خود آن آدمها هم ترجیح می دهند که نباشند. بعد هم اینکه خیلی فرصت نیست که شما فکر کنید حالا نشسته ایم و داریم بازی میکنیم بازیگری زمان دارد و مثلا تا یک سنی میتوانید در فیلم ها خواستگاری کنید و مردم هم قبول کنند پیر که بشوید اگر خواستگاری کنید مردم می خندند و فیلم شما هم نمی فروشد البته که سینما اصولا جوان پسند است و این طبیعی است.

آیا هنوز از دیدن فیلم های قدیمی تان لذت می برید؟

اصلا وقتی یاد آنها می افتم با کارگردانها و بچه ها حال می کنم اما با بازی خودم نه من هنوز که هنوز است وقتی کارگردانها فیلم می سازند و بازی می کنم نمی روم پای مانیتور بنشینم و چیزی که میگیرند را نگاه کنم می گویم آنجا کارگردان نشسته و او تشخیص می دهد او باید بپسندد و من صلاحیت ندارم و پول گرفته ام که بازی کنم حتی گاهی شاید مصاحبه ها را نگاه کنم آن هم چون شاید سیاسی باشد و نگاه می کنم که سواستفاده نکرده باشند.

آیا در زندگی واقعی تان هم مثل بعضی نقش هایتان رمانتیک هستید؟

شاید، شاید! بله احساسی هستم.

آیا ابوالفضل پور عرب در سینمای ایران تمام شده یا همچنان یک سوپر استار است؟

مردم باید جواب شما را بدهند نه من اگر بخواهید محبوبیت مردم را حساب کنید و مردم پاسخ بدهند، حس می کنم مردم من را دوست دارند و احساس می کنم بخشی از خانواده آنها هستم ولی اگر خودم بخواهم بگویم نه چنین نظری ندارم شاید هم بتوانید پای تواضع بگذارید چون نه پول داده ام آمده ام و نه چشم آبی داشته ام. من با عقبه تئاتر آمده ام.

از آنچه امروز هستید راضی هستید؟

نه راضی نیستم چون احساس میکنم اوضاع خیلی باقالی به چند من است یعنی ما یک جا و سازمانی نداریم که برویم با آدمهای اهل فرهنگ گفتگو کنیم و تجربیاتمان را آنجا در اختیار دیگران بگذاریم یک جایی که علاقه مندان بتوانند از تجربیات دیگران استفاده و آنها را مطالعه کنند.

پیشنهاد میدهید مصاحبه بعدی ما با چه کسی باشد؟

با آقای فردین آقای خسرو شکیبایی یا آقای بهروز وثوقی اینها را مخصوصا میگویم میدانم که نیستند اما عمدی دارم که آقای بهروز وثوقی یا آقای فردین را می گویم، بله عمدی دارم چون به اینها خیلی ظلم شده است.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *