عبدالحسین مختاباد | آهنگساز، خواننده

گفتگوی اختصاصی «سلبریتی ها» با «عبدالحسین مختاباد»

عاشق مردم «ایران» هستم

سید عبدالحسین مختاباد امره‌ای، متولد اول فروردین هزار و سیصد و چهل و پنج، ساری، مشهور به مختاباد، آهنگساز، خواننده و رئیس پیشین دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، بنیانگذار و خواننده گروه رودکی که در کارنامه هنری این هنرمند می توان به آثار ماندگار و شنیدنی آن لحظه ها، سیاه‌ مشق، سایه دوست، سپید و سیاه، ماه مجلس، اشک مهتاب، بهشت من، رنگین کمان عشق، نقش خیال، قاصدک، غوغای جان، هم‌ نوا، ناز و نیاز، زورق مهتاب، ساقی رضوان، داغ تنهایی، شکوه، سفر عشق، تمنای وصال و شبانگاهان اشاره کرد.

*شاهد دور تازه اجراهای شما هستیم، چند شخصیت عجیب که دوست دارید در کنسرتهای پیش رو ردیف اول سالن بنشینند چه کسانی هستند؟


طبیعی است که اگر اهالی هنر و اهل فن باشند آدم حس می کند که باید دست و پایش را بیشتر جمع کند و اجرای بهتری داشته باشد، ولی به هر صورت هر کسی که قدم به کنسرت من بگذارد روی چشم من جا دارد و اصل همان مردم عزیزی هستند که سالهای سال من را تشویق کرده اند، در کنسرتهای من شرکت کرده اند، و قدمشان را روی چشم من گذاشته اند.

*و چیزی که از خودتان انتظار داشتید امروز باشید، هستید؟

طبیعی است که هیچ انسانی از خودش راضی نیست و اگر راضی باشد آدم مغروری است و متوقف شده است، همیشه باید به سوی «شدن» باشیم، به سوی یاد گرفتن و جلوتر رفتن و این به اصطلاح در همه امور باید وجود داشته باشد، در علم و فرهنگ و اندیشه و هنر برای کسانی که طالب آن هستند و باید راضی به وضع موجود خودشان نباشند.


*اگر دوباره متولد شوید دوست دارید این اتفاق کجا و با چه شغلی بیفتد؟

اگر ده بار هم متولد می شدم باز هم دوست داشتم در ایران عزیز باشم و زبان من فارسی باشد، شغل من هنر باشد چون غیر از هنر که تاج سر آفریش است، دوران هیچ منزلتی جاودانه نیست.

*دوست داشتید کدام ترانه از کدام خواننده را شما اجرا کرده بودید؟

خیلی از ترانه ها بودند، حتی دوست داشتم ترانه هایی که بعضی از خواننده های جاز و پاپ خوانده اند را بخوانم، بعضی از آثاری که مثلا آقای ستار یا معین خوانده اند و همینطور بعضی از آثاری که محمدرضا شجریان خوانده را دوست داشتم اجرا کنم یا اجرای دوباره داشته باشم، البته آثاری که من در آلبوم سیاه مشق دارم یک سری ترانه ها هستند که در طول سالیان بازخوانی کرده ام و خیلی از آثار هم وجود دارد که حس می کنم شاید بتوانم به نحو دیگری هم آنها را اجرا کنم.

*و تا چه زمانی می خواهید بخوانید؟

وقتی که سن بالا می رود طبیعتا در تارهای صوتی تغییرات شگفتی ایجاد می شود، در یک رده سنی که تقریبا سی تا پنجاه و پنج سالگی است معمولا از جهت فیزیولوژی تارهای صوتی خوب هستند و صدا در اوج است، اگر شما بتوانید در این زمان تمرینهای متناسب داشته باشید و حرفه ای جلو بروید، صدا جلوتر از شما است و هر چقدر بخواهید می توانید از آن کار بکشید، بعد از آن به قول سعدی به شیر بود مگر شور عشق سعدی را / که پیر گشت و تغیر در او نمی‌آید، طبیعی است که وقتی سن بالا می رود تارهای صوتی هم دچار رخوت و گرفتگی می شوند، پس تا زمانی که بتوانم بخوانم می خوانم و در کنار خواندن بحث آهنگسازی هم مطرح است که من خیلی به آن علافه دارم، در ژانرهای دیگر مثل موسیقی بی کلام دارم آثاری را می نویسم که بعدا از آنها خبردار خواهید شد.

*عبدالحسین مختاباد را در یک کلمه یا جمله تعریف کنید!

یک ایرانی عاشق، عاشق ایران و عاشق مردم ایران.

*شبانگاهان، ترانه ای ماندگار در موسیقی ایران است، این ترانه و شما ماندگار خواهید شد؟‌

هیچکس نمی تواند ماندگاری را تعریف کند و خود من هم وقتی که این آثار را می خواندم فکر نمی کردم عمری داشته باشند، خیلی از آثار فراتر از خود هنرمند زندگی می کنند و بسته به عمر آن مطلبی است که بتواند خودش را در نسل ها تکثیر کند، کسی برای جاودانه شدن کار نمی کند، حتی بزرگانی که من دستم به خاک پای آنها هم نمی رسد فکر نمی کردند که جاودانه شوند چه برسد به ما که در بحر می کشیم رقمی.

*پیشنهاد می دهید مصاحبه بعدی ما با چه کسی باشد؟

نمی دانم! آن دیگر بسته به سیاستهای رسانه ای شما دارد ولی پیشنهاد جدی من این است که بروید به سمت هنرمندانی که دارند فراموش می شوند‌و در یک گوشه ای خون می خورند و خاموش هستند، آنها را دریابید.

میتوانید امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *